گابریل گارسیا مارکز، نویسندهی بزرگ و شگفتیآفرین آمریکای لاتین به فصل پایانی زندگیاش رسیده و حالا پسرش، رودریگو، راوی واپسین روزهای حیات اوست. این کتاب نهفقط گزارشی صرف از مرگ مارکز بلکه تلاشی است صادقانه و صمیمی برای انعکاس احوال و احساسات دوستان و اعضای خانواده از مواجهه با تجربهی پیچیده و سهمگین سوگ. وداع با گابو و مرسدس را نشر نو با ترجمهی وازریک درساهاکیان منتشر کرده است.
دربارهی کتاب وداع با گابو و مرسدس
کمتر کتابخانهای را در هر نقطهای از جهان میتوان یافت که نسخهای از داستانهای گابریل گارسیا مارکز را در خود نداشته باشد. شهرت و محبوبیت این نویسنده از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی گذشته و به او جایی خاص در قلب دوستداران ادبیات اعطا کرده است و بههمین دلیل خبر فوتش در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ شوکی بزرگ به حساب میآمد. اما پایان زندگی مارکز از مدتها پیش آغاز شده بود، از روزهایی که زوال مغز و اختلال مشاعر، آرامآرام پایههای حافظه و خاطراتش را سست و کهولت سن، بیماریهای متعددی را مهمان ناخواندهی جسمش کرده بود.
مارس ۲۰۱۴، زمانی که همسر و همنشین سالیان مارکز، خبر وخامت حال این نویسنده را به فرزند بزرگشان، رودریگو میدهد، فرصتی پیش میآید تا تمام خانواده گرد هم آیند و آمادهی بدرقه و خداحافظی از پدر شوند. رودریگو، برای تحملپذیر کردن بار اندوه و التیام غم سوگی که سایهاش بر سر خانه و خانواده سنگینی میکند دست به نوشتن میزند و ضمن ثبت آخرین روزهای زندگی مارکز، به مرور بعضی خاطرات و شرح حسوحال و تجربهی خودش از رویارویی با حقیقت ناگزیر و ناخوشایند سوگ میپردازد و دشواری دستوپنجه نرم کردن با احساسات متناقض و پیچیدهای چون عشق و فقدان را به تصویر میکشد.
«نوشتن دربارهی مرگ عزیزان بایستی به قدمت نوشتن باشد و با این حال، تمایل من به نوشتن دربارهی حسوحالمان در آن زمان، دل و رودهی مرا در هم گره میزند. ولی باید پذیرفت که در هنر نویسندگی، موضوع است که نویسنده را برمیگزیند، بنابراین مقاومت بیفایده است.»
گابریل گارسیا مارکز در واپسین روزهای زندگی
خواننده در این کتاب فرصت مییابد که مارکز را نه در جایگاه نویسنده که بهعنوان پدر و همسری ببیند که هر چند اطرافیانش را به یاد نمیآورد و حتی زمان و مکان را هم گم کرده است اما همچنان شوخطبعی و طنازیاش را حفظ کرده و از خانواده و دوستان چیزی جز مهر و توجه نمیخواهد.
نویسنده در جایی که لازم بوده از ابراز غم و دلتنگی و نگرانیاش از آیندهای بدون پدر ابا نداشته و صادقانه از حزنی که قلبش را میفشارد مینویسد:
«در کودکی و نوجوانیِ من و برادرم در مکزیک و اسپانیا زندگی کردهایم و بقیهی خانوادهی پدری و مادریمان ساکن کلمبیا بودند. این بود که خانوادهی چهارنفریمان را مثل یک واحد جداییناپذیر میپنداشتیم. مثل یک تیم. حالا تیم ما داشت عضو اول را از دست میداد. دل آدم چطور باید چنین چیزی را طاقت بیاورد؟»
ساختار روایت کتاب وداع با گابو و مرسدس
هر فصل از این کتاب با بریدهای از یکی از داستانهای معروف مارکز که متناسب با حالوهوای آن فصل است آغاز میشود و از این طریق حضورش را در کتاب پررنگتر و جایگاه او بهعنوان شخصیت اصلی را حفظ میکند.
وداع با مرسدس بارچا
بخش دوم کتاب که کوتاهتر است روایتی است از وداع با مرسدس بارچا، همسر نویسنده، زنی که قریب به ۶۰ سال در کنار مارکز بود و با روحیهای مقتدر و حمایتگر بر جهان فکر و احساس این نویسنده فرمانروایی میکرد و اعضای خانواده بنابر همین روحیه، او را مادر مقدس و رئیس کل میخواندند.
«درگذشت نفر دوم از والدین به این میماند که یک شب با تلسکوپ آسمان را بکاوی و متوجه بشوی سیارهای که همیشه در نقطه مشخصی قرار داشته دیگر آنجا نیست. ناپدیده شده، با مذهبش، با سنتهایش، با همهٔ عادات و آئینهای غریبش، چه کوچک و چه بزرگ. فقط پژواکش باقی مانده است.»
عکسها و سالشمار زندگی مارکز
این کتاب با عکسهایی از آلبوم خانوادگی و نیز سالشماری از وقایع زندگی مارکز پایان مییابد و با ترجمهای که توانسته بهخوبی از عهدهی انتقال لحن و احساس مبهم، غمانگیز و سنگین فرزندی داغدار برآید، پیشنهاد مناسبی برای دوستداران این نویسندهی الهامبخش و کسانی است که از خواندن روایتها و تجربههای شخصی لذت میبرند. لازم به ذکر است که این کتاب را ناشرانی دیگر با عناوینی چون گابو و مرسدس؛ یک بدرود، بدرقهی گابو و مرسدس و گابو و مرسده، خداحافظ هم منتشر کردهاند.
رودریگو گارسیا مارچا نویسنده کتاب وداع با گابو و مرسدس
رودریگو گارسیا مارچا متولد ۲۴ اوت ۱۹۵۹ در بوگوتای کلمبیا است. سالهای نوجوانی او در مکزیک و اسپانیا گذشت و پس از تحصیل در دانشگاه هاروارد فعالیتهای سینماییاش را بهعنوان کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس آغاز کرد. او هماکنون ساکن لسآنجلس است و چندین فیلم و سریال ازجمله نُه زندگی (Nine Lives)، آلبرت نابز (Albert Nobbs) و شش فوت زیر زمین (Six Feet Under) را در کارنامه دارد.
دربارهی مترجم کتاب وداع با گابو و مرسدس
وازریک درساهاکیان متولد 1327 در تهران و دانشآموختهی رشتهی فیلمبرداری از مدرسهی عالی سینما و تلویزیون در دههی ۵۰ است. او در کنار فعالیتهای سینمایی و همکاری در ساخت سریالهای ماندگار و خاطرهانگیزی چون دلیران تنگستان، آتش بدون دود و سفرهای دور و دراز هامی و کامی از مترجمان زبده و باتجربهی کتابهای حوزه سینما و تئاتر است. ازجمله کتابهایی که با ترجمهی او در دسترس علاقهمنداناند میتوان به تاریخ سینما؛ از ابتدا تا ۱۹۷۰، زاپاتا؛ ایدئولوژی یک دهقان انقلابی و رمانهایی چون مگسها و ژنرال دلا رُوِره اشاره کرد.

ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید