لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)

اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

برگرفته از کتاب "اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم" نوشته محمد صالح علاء، نشر پوینده

نویسنده مهمان

پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷

shorter-link Save Story
اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

روزی که من عاشق شدم

پنجشنبه‌ 14 اسفند ساعت 11 صبح من عاشق شدم. هوا ابری بود و همه‌ی باران‌های عالم سر من می‌ریخت. گفتن از آن روزی که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی، نه بیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، به هر طرف که می‌دوی شعله‌ورتر می‌گردی. چیزی به ظهر نمانده بود، تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم، عالم توفانی شد. پنجره‌ها و درها باز و بسته می‌شدند و شرق و شورق به هم می‌خوردند. شیشه‌ها می‌ریختند و آینه ترک برداشت. قیامت بود. روزی که من عاشق شدم، دریای مازندران با جنگل و بیشتر درختان‌اش عازم من بودند. کوه‌ها کج و معوج می‌شدند. غوغایی بود. آن روز اگر به اصفهان می‌رفتم، شیراز به استقبالم می‌آمد. من تا سه شمردم و پنجره را باز کردم. از همه جا صدای اذان می‌آمد، من هم از روی سپاسگزاری دولا شدم و دست خودم را بوسیدم. همان دستی که پنجره را باز کرده بود. من با وضو عاشق شدم. چون خودم پیش‌پیش خبر داشتم. می‌دانستم، چون حافظ برایم پیغام داده بود. دانشجو بودم، دانشجوی کارگردانی.

روزی حوالی دانشگاه تهران می‌رفتم تا کتابی از مارتین اسلین درباره‌ی کرگردن اوژن یونسکو پیدا کنم. ابتدای فرصت پیاده شدم. آن طرف خیابان پیرمردی را دیدم که گریه می‌کرد. پرسیدم «اِ پس چرا گریه می‌کنی؟» در میان بغضی گفت: «پولمو نداد و رفت... .» گفتم: «کی؟»

گفت: «فال ازم خرید. پاکت را پاره کرد، فال‌اشو دید، پول نداده گذاشت و رفت.» گفتم: «عیب نداره. بده به من. من خودم عاشق فال خونده شده، کاسه‌ی لب پر، اشک ریخته‌ام.»

فال را گرفتم:

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

حالا من تا سه شمردم و عاشق شدم، خدای نکرده اگر تا هفت می‌شمردم چه می‌شد! زمین غمگین بود. روزی که من عاشق شدم، زمین متبسم شد و سراسیمه دور خورشید می‌چرخید، جوری که عالم فقط دو فصل می‌شد؛ برای عاشق یا بهار است یا پاییز.

روزی که من عاشق شدم، به سختی شب شد؛ آن هم چه شبی، بی‌پایان! 

اجازه می فرمایید گاهی خواب شما را ببینم

اجازه می فرمایید گاهی خواب شما را ببینم

نویسنده: محمد صالح‌ علاء ناشر: پوینده قطع: شمیز نوع جلد: شمیز قیمت: 15,000 تومان

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

کتاب های پیشنهادی

خط کش ها و شقایق

خط کش ها و شقایق

محمد صالح‌ علاء ,
45,000 تومان
پارچه فروش عاشق

پارچه فروش عاشق

محمد صالح‌ علاء ,
ناموجود
دست بردن زیر لباس سیب

دست بردن زیر لباس سیب

محمد صالح‌ علاء ,
ناموجود
کاپوچینو کیک پنیر

کاپوچینو کیک پنیر

محمد صالح‌ علاء ,
10,000 تومان
Some text some message..