کتاب بامداد خمار نوشته فتانه حاج سید جوادی یکی از مشهورترین رمانهای عاشقانه ایرانی است که از زمان انتشار در سال ۱۳۷۴ توسط نشر البرز تاکنون بارها تجدید چاپ شده و موافقان و مخالفان بسیاری داشته است. این رمان با روایت عشق محبوبه و رحیم، فراتر از یک داستان عاشقانه است و تصویری از تفاوتهای طبقاتی، سنتهای خانوادگی و محدودیتهای اجتماعی ایران گذشته ارائه میدهد.
هرچند داستان بر پایه یکی از کهنترین الگوهای عاشقانه شکل گرفته، شیوه روایت و فضای اجتماعی آن باعث شد مخاطبان بسیاری پیدا کند. چاپ این کتاب در همان سالهای انتشار، به سیصدهزار نسخه رسید که برای اولین داستان هر نویسندهای عدد چشمگیری است. این اثر خیلی زود به یکی از پدیدههای ادبی دهه هفتاد تبدیل شد و مرز میان ادبیات عامهپسند و بحثهای جدی ادبی را به چالش کشید. اما نویسنده کتاب «بامداد خمار» فکر میکرد این از بدشانسی او و هر نویسندهای است که شاهکارش اولین کتابش باشد. شاید همین تفکر هم باعث شد تا امروز کتابهای کمی در کارنامهی او ببینیم.
خلاصه داستان کتاب «بامداد خمار»
سودابه دختری شبیه عمهجان است و همان چشمها را دارد؛ اما انگار همین کافی نیست و حالا سرنوشت میخواهد او را سر دوراهی سختی که عمهجان از آن گذشته است هم قرار بدهد. او دل به پسری بسته که از طبقه و فرهنگ دیگری است. هرچه مادرش، ناهید به او میگوید که مرد باید از خانوادهای استخواندار باشد، به گوش دختر نمیرود. دختر تحصیلکرده است و نمیپذیرد که انتخابش ممکن است اشتباه باشد. او معتقد است که ثروت ملاک خوبی برای ارزشگذاری انسانیت نیست.
این نگاه، هرچند از دید محبوبه قابل دفاع است، اما او در محاسبات خود نقش تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی را کمتر از واقعیت در نظر میگیرد. مادر تمام توانش را به کار میگیرد که او را منصرف کند، ولی راه به جایی نمیبرد. پس دست به دامان عمهجان میشود و عمهجان هم سرگذشت سوزناکش را بیکموکاست برای دختر تعریف میکند.
داستان اصلی کتاب «بامداد خمار» دربارهی محبوبه است. او دختری قجری است که در روزهای تبدار کودتای رضاخان، دل به پسری نجار به نام رحیم میبندد. البته از قیلوقال سیاسی چیزی در این کتاب نیست و داستان عاشقانه و اجتماعی است. محبوبهی پانزدهساله چنان بیپروا و استوار راه عاشقی در پیش میگیرد که راه هوا را بر همه تنگ میکند. او در جهاز خود یک دعا و یک نفرین هم از جانب پدر دارد. «دعای خیرم این است که خدا تو را گرفتار و اسیر این مرد نکند.» و «دعای شرم این است که صدسال عمر کنی و هر روز توی دلت بگویی عجب غلطی کردم تا عبرت دیگران بشوی.» حالا او با این توشهی سنگین روی خوشبختی میبیند؟
شخصیتهای اصلی رمان «بامداد خمار»
شخصیتهای «بامداد خمار» هرکدام بخشی از جهان اجتماعی و فکری داستان را نمایندگی میکنند. تضاد میان خواستههای فردی شخصیتها و قواعد اجتماعی زمانه، یکی از مهمترین موتورهای پیشبرنده داستان است.
- محبوبه، شخصیت اصلی رمان، دختری از خانوادهای مرفه در دوره قاجار است که با وجود مخالفت خانواده، عشق خود به رحیم را دنبال میکند و مسیر زندگیاش تحت تاثیر این انتخاب قرار میگیرد.
- رحیم، جوان نجاری است که محبوبه دل به او میبندد؛ شخصیتی که رابطه او با محبوبه، هسته اصلی بسیاری از کشمکشهای داستان را شکل میدهد.
- عمهجان نیز راوی تجربهای تلخ از گذشته است و با بازگو کردن سرگذشت خود، تلاش میکند محبوبه را از تکرار اشتباهاتش بازدارد.
- در کنار آنها، شخصیتهایی مانند ناهید و سودابه نیز با نقش خود، به بازتاب تفاوت نسلها، نگاههای سنتی و دغدغههای خانوادگی در داستان کمک میکنند.
نقدهای رمان «بامداد خمار»
این کتاب پرفروش چندان هم بدون حاشیه نبود و بزرگان زیادی را به جان هم انداخت. موافقان و مخالفان کتاب بامداد خمار در مقابل هم ایستادند و رویارویی آنها بسیار جدی بود. نجف دریابندری از طرفداران این کتاب بود. او متنی در طرفداری از کتاب «بامداد خمار» نوشت. تایید یکی از چهرههای شاخص ادبی، تمامی نگاهها را به سمت این رمان کشاند.
اما هوشنگ گلشیری از منتقدان جدی و پروپاقرص «بامداد خمار» هم ساکت نماند. او در جواب دریابندری، متن تندی در «ماهنامهی آدینه» منتشر کرد. او رمان «بامداد خمار» را مبتذل دانست و طرفدارهای آن را بیسواد خطاب کرد.
در این میان نظرات دیگری هم وجود داشت که در آنها مباحثی جدی مطرح بود. مخالفان معتقدند که نویسنده در کتاب «بامداد خمار» دچار خطای سوگیری ناخودآگاه است. او ناخواسته در خلال روایت این باور را به مخاطب القا میکند که طبقات بالادست شریف و اصیل هستند؛ ولی فرودستان مناعت طبع ندارند. در واقع منتقدان مخالف اثر، آن را مایهی تحقیر طبقهی فرودست جامعه میدانند.
از طرف دیگر منتقدان موافق و سادهگیرتر روایت «بامداد خمار» را عبرتآموز میبینند. آنها معتقدند که لازم است جوانهای بیتجربه و عاشقپیشه حداقل یکبار این رمان را بخوانند. شاید این پیشنهاد، سادهانگارانه به نظر بیاید؛ اما اگر یک نفر را هم از دام هوس برگرداند و زندگی او را نجات دهد، باز هم کاری ارزشمند بوده است.
تصویر زنان در رمان «بامداد خمار»؛ از اطاعت تا سرکشی
نقش اصلی رمان «بامداد خمار» را زنان ایفا میکنند؛ اما تاثیر مردان هرچند با نقشی کمرنگ بیشتر است. در این داستان هر نوع زنی پیدا میشود. هم تحصیلکردهی آدابدان و مطیع، هم قابلهی هفت خط و بددهن در انتهای شهر. هم دختری سرکش و دنبال آزادی، هم دختری مطیع و خانهدار و سربهزیر. اما یک چیز در همهی این دخترها مشترک است. همهی آنها درگیر مردی در زندگی هستند تا آنها را به سعادت برساند.
در تمام داستان زنان ثروتمند و خانهدار سیاست و فرهنگ و آداب دارند و سیاستشان هم اطاعت از میل شوهرانشان است. گاهی هم با هم نقشهای میکشند که چطور راز مگویی را به مردشان بگویند که زنی در خانه کتک نخورد.
در روایت «بامداد خمار»، زنان کتک میخورند؛ مگر مردی از طبقهی بالادست و به فراخور آن، فردی بافرهنگ باشد و مرحمتی کند و زنش را ببخشد. حتی در این مواقع هم مردهای داستان با خشونت کلامی زنانشان را به ضربوشتم تهدید میکنند.
در این داستان چندهمسری عادی و به اقتضای جبر زندگی تلقی شده است. زنان دوم و سوم معمولا زنان خوبی هستند و در کنترل مردشان به خوبی و خوشی زندگی میکنند؛ با این حال زنان صیغهای بدکارهاند و به قصد تباهی میآیند و میروند.
با همهی اینها نمیتوان به نویسنده خرده گرفت. او راوی داستانی از خانوادهای در زمان قاجار و پهلوی اول است. این عطاب و خطابها و مرد در نقش سایهی سر و همهکارهی زن دقیقا تفکری است که در آن زمان رواج داشت. پس نویسنده بهدرستی این فضای خفقانآور را برای زنان ترسیم کرده است.
کتاب «شب سراب» چه ارتباطی با رمان «بامداد خمار» دارد؟
پس از انتشار «بامداد خمار» کتابی با عنوان «شب سراب» به قلم ناهید ا. پژواک و از سوی نشر البرز منتشر شد. این اثر در واقع بازخوانی همان داستان «بامداد خمار» است، اما این بار از زاویه دید رحیم (شخصیت منفی داستان). در شب سراب، رحیم روایت میکند که محبوبه با قضاوتی یکطرفه، دچار اشتباه شده است. «شب سراب» نیز با استقبال فراوانی مواجه شد و در شمار کتابهای پرفروش قرار گرفت. حاشیههای مربوط به شکایت نویسنده «بامداد خمار» از نویسنده شب سراب به اتهام سرقت ادبی، به شهرت و فروش بیشتر این کتاب دامن زد.
جهانی شدن رمان «بامداد خمار»
کتاب «بامداد خمار» از معدود آثار ادبی ایرانی است که با اقبالی جهانی هم روبهرو شد. این کتاب با برگردان سوزان باغستانی به آلمانی فرصتی به دست آورد که در بازار آلمان هم خودی نشان بدهد. در این کشور هم از این داستان قجری استقبال کردند و کتاب با میانگین ده هزار نسخه به فروش رفت. کتاب «بامداد خمار» در آلمان با نام « der Morgen der Trukenhit » به چاپ رسیده است.
نیلوفر مجلسی کتاب «بامداد خمار» را در سال ۲۰۲۲ با نام «The Morning After» به انگلیسی برگرداند. البته فیلمی هم با همین نام وجود دارد که به این رمان ایرانی بیارتباط است. ساخت این فیلم به سالها قبل از انتشار رمان «بامداد خمار» برمیگردد.
اقتباس تلویزیونی از رمان «بامداد خمار»
مهرماه سال 1404 مجموعهای تلویزیونی به کارگردانی نرگس آبیار از این رمان راهش را به سکوهای پخش سریال باز کرد. با عکسهایی که از این اثر منتشر شد، همان ابتدای کار نشان داد که آبیار به فضا و حالوهوای کتاب وفادار است. در فهرست بازیگران این سریال هم نامهایی آشنا و پرسابقه به چشم میخورد. در سریال «بامداد خمار»، ترلان پروانه عهدهدار نقش محبوبه است. علی مصفا، رضا کیانیان، لاله اسکندری، نوید پورفرج، گلاره عباسی و مرجانه گلچین در این مجموعه نقشآفرینی کردهاند.
سریال «بامداد خمار» برای سه فصل برنامهریزی شده بود. فصل اول سریال «بامداد خمار» توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد و انتظار برای ادامه داستان را افزایش داد. این انتظار چندان طول نکشید چون فصل دوم سریال «بامداد خمار» از تیرماه 1405 پخش خود را آغاز کرد.
چرا کتاب «بامداد خمار» هنوز هم خواندنی است؟
بسیاری از رمانها پس از چند سال تنها بهعنوان اثری پرفروش به یاد میآیند، اما «بامداد خمار» همچنان خوانندهی تازه پیدا میکند، زیرا هر نسل برداشت متفاوتی از آن دارد. ممکن است یک نفر آن را داستانی عاشقانه بداند، دیگری هشداری درباره شتابزدگی در تصمیمهای زندگی و شخصی دیگر روایتی از تقابل آرمانگرایی با واقعیت.
همین امکانِ خوانشهای متفاوت باعث شده است این رمان با وجود گذشت سالها همچنان موضوع بحث میان خوانندگان باشد. «بامداد خمار» بیش از آنکه پاسخ قطعی بدهد، پرسشهایی درباره انتخاب، قضاوت و پیامدهای تصمیمهای انسانی پیش روی مخاطب میگذارد؛ پرسشهایی که زمان، از اهمیت آنها کم نکرده است.
نگاهی کوتاه به نویسنده کتاب «بامداد خمار»
فتانه حاج سیدجوادی زادهی ۱۳۲۴ خورشیدی در کازرون از شهرهای استان فارس است. او در شمیران تهران بزرگ شد و بعد از ازدواج با مردی ارتشی، به اصفهان مهاجرت کرد. او علاوه بر رمان «بامداد خمار»، کتابهای «در خلوت خواب» و «پارک گورکی» را هم نوشته است اما هیچکدام از این آثار نتوانستند به اندازهی کتاب اولش نظرها را به خود جلب کنند. او برگردان فارسی رمان «کین و ایبل» اثر جفری آچر را هم در کارنامهی کاری خودش دارد که بارها تجدید چاپ شد.
چه کسانی از خواندن «بامداد خمار» لذت خواهند برد؟
علاقهمندان به رمانهای عاشقانه ایرانی بیتردید مجذوب روایت این رمان خواهند شد. عشقی که در تار و پود کتاب «بامداد خمار» جاری است، نه سطحی و زودگذر، بلکه پیچیده، تراژیک و ریشهدار است؛ عاشقانهای که نه در نگاه اول، بلکه در تضادهای فرهنگی، طبقاتی و خانوادگی شکل و اوج میگیرد و در نهایت واقعیت بر آن چنبره میزند. برای کسانی که از خواندن رابطههای عمیق و پیچیده در بستر جامعه ایرانی لذت میبرند، این کتاب انتخاب مناسبی خواهد بود.
دانشجویان و علاقهمندان به مطالعات اجتماعی نیز میتوانند نگاه دقیقتری به این رمان معروف ایرانی داشته باشند. این اثر فراتر از یک داستان عاشقانه، آینهایست از تفاوتهای طبقاتی، نقشهای جنسیتی و فشارهای اجتماعی در ایران گذشته. آنچه نویسنده با ظرافت تمام در قالب یک روایت شخصی بازگو میکند، در واقع فشردهایست از دهها گفتوگو و درگیری نانوشته در بطن جامعه. خوانندهای که دغدغه شناخت لایههای پنهان اجتماع را دارد، در مواجهه با این رمان، مواد خام تفکر بسیار خواهد یافت.
همچنین، افرادی که به دنبال بازگشت به فضای نوستالژیک و سنتی ادبیات فارسی هستند، از خواندن این کتاب لذت خواهند برد. نثر روان و روایی کتاب «بامداد خمار»، مخاطب را به سالهایی میبرد که عشق، غرور، خانواده و آبرو مفاهیمی جدی و حتی گاه تعیینکننده سرنوشت انسان بودند. نویسنده با همین فضا و زبان خاص خود، دلِ دوستداران سنت و اصالت را بهدست میآورد.
«بامداد خمار» در نهایت داستان یک انتخاب است؛ انتخابی که نشان میدهد فاصله میان رؤیا و واقعیت، گاهی از آنچه انسان تصور میکند بیشتر است.
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید