برگرفته از کتاب "من او را دوست داشتم" نوشته‌ی آنا گاوالدا، ترجمه‌ی الهام دارچینیان، نشر قطره

دست‌هایش می‌لرزیدند

من او را دوست داشتم
۲۰ مهر ۱۳۹۹
1 دقیقه مطالعه
امتیاز دهید!

- اندوه کسانی که ضربه خورده‌اند... آن‌ها که می‌مانند، به شکوه و ناله آن‌ها گوش می‌دهیم، تسلی‌شان می‌دهیم، اما آن‌ها که می‌روند؟

با عصبانیت گفتم:

- خُب آن‌ها دیگر چه می‌خواهند، تاج بر سرشان بگذاریم؟ دلداری‌شان دهیم؟! 

گوشش به من نبود.

- شهامت از آنِ آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه می‌کنند و روشن و صریح این عبارات را به خودشان می‌گویند، فقط به خودشان: «آیا من حق اشتباه کردن دارم؟» فقط همین چند واژه...

شهامت نگاه کردن به زندگیِ خود از روبه‌‌رو، و هیچ هماهنگی و سازگاری در آن ندیدن. شهامتِ همه چیز را شکستن، همه چیز را زیرورو کردن...

به‌خاطر خودخواهی؟ خودخواهیِ محض؟ البته که نه، نه به‌خاطر خودخواهی... پس چه؟ غریزه بقا؟ میل به زنده ماندن؟ روش‌بینی؟ ترس از مرگ؟

شهامتِ با خود روبه‌رو شدن. دست‌کم یک بار در زندگی. روبه‌رو با خود. تنها خود. همین.

«حقِ اشتباه» ترکیب بسیار کوچکی از واژه‌ها، بخش کوچکی از یک جمله، اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد؟

چه کسی جز خودت؟

دست‌هایش می‌لرزیدند.

من او را دوست داشتم | نشر قطره


آنا گاوالدا، من او را دوست داشتم ، چاپ بیست و دوم ،مترجم الهام دارچینیان، نشر قطره

نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران
prev مطلب قبلی مرد توی زیر زمین خانه‌ام مطلب بعدی میلیون‌ها و میلیون‌ها و... prev

سوالات متداول

نشر ماهی، نشر قطره، نشر یوبان، نشر حوض نقره، نشر مهر نوروز و نشر شمشاد.
سال 2002 منتشر شده است .
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
مطالب پیشنهادی
بر اساس:
دسته‌بندی نویسنده ناشر مترجم
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی