لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)

میلیون‌ها و میلیون‌ها و...

برگرفته از کتاب "اتاق" نوشته‌ی اما دون اهو، ترجمه‌ی علی قانع، نشر آموت

نویسنده مهمان

پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷

shorter-link Save Story
اتاق

هدایا

امروز پنج ساله شدم. دیشب وقتی برای خوابیدن به جارختی رفتم چهار ساله بودم، اما وقتی در تاریکی توی تختخوابم بیدار شدم، پنج ساله شدم. طلسم و جادو. قبلش سه ساله بودم، قبلش دو، قبلش یک، و قبل‌تر صفر. «کمتر از اینم هست؟» مامان بدنش را کش می‌دهد و می‌پرسد:

- هوم؟

- بالا، توی بهشت، منهای یک سال بودم، منهای دو، منهای سه؟

- نه، قبل از پایین اومدنت، شماره‌ها به حساب نمی‌یان.

- از توی آسمونا. تا وقتی من توی شکمت بودم، همش ناراحت بودی.

مامان از تخت پایین می‌آید و کلید چراغ را می‌زند. وووش... همه‌ جا روشن می‌شود. درجا چشم‌هام را می‌بندم، اول یکی را آرام باز می‌کنم. بعد هر دو تا را.

می‌گوید: «اونقدر گریه کردم تا دیگه اشکی واسه‌ام نموند، فقط نشسته بودم و ثانیه‌ها رو می‌شمردم.»

پرسیدم: «چند ثانیه طول کشید؟»

- میلیون‌ها و میلیون‌ها و...

- نه...، ولی دقیقا چقدر؟

مامان می‌گوید: «حسابش از دستم در رفت.»

- بعدش آرزو کردی و آرزو کردی و روی تخم نشستی تا اینکه چاق شدی.

نیشخند می‌زند که: «می‌تونستم لگد زدنت را حس کنم.»

- به چی لگد می‌زدم.

- خب، البته که به من.

همیشه اینجایش که می‌رسد می‌خندم.

مامان جلوی لباس خوابش را بلند می‌کند و شکمش را بالا می‌آورد:

- بوم، بوم، با خودم فکر می‌کردم، جک توی راهه و یک روز صبح با چشم‌های باز سُر خوردی و افتادی روی قالی.

به خط‌های قرمز و سیاه و قهوه‌ای رنگ قالی نگاه می‌کنم که تو در تو بافته شده‌اند. یک ردیفش با اشتباه من بی‌رنگ شده است. به مامان می‌گویم:

- بعدش تو رشته‌ی نخ رو بریدی و من آزاد شدم، بعدش تبدیل به یک پسر شدم.

مامان از تختخواب پایین می‌رود و درجه‌ی فن را زیاد می‌کند تا اتاق گرم شود.

- دقیقا، تو از قبلش هم یک پسر بودی. 

اتاق

اتاق

نویسنده: اما دون اهو ناشر: آموت قطع: شمیز,رقعی نوع جلد: شمیز قیمت: ناموجود


اما دون اهو، اتاق ، چاپ پانزدهم ،مترجم علی قانع، نشر آموت
 

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

پرسش های متداول

مطالب پیشنهادی

کتاب های پیشنهادی

اعمال انسانی

اعمال انسانی

هان کانگ ,
ناموجود
آفتابگردان در زمستان

آفتابگردان در زمستان

فیلیدا شریمپتون ,
ناموجود
اسب رقصان

اسب رقصان

جوجو مویز ,
ناموجود
الیزابت گم شده است

الیزابت گم شده است

اما هیلی ,
ناموجود
تابستان آن سال

تابستان آن سال

دیوید بالداچی ,
ناموجود
Some text some message..