اگر تا به حال به یک اتفاق دردناک یا فاجعهبار خندیده باشید و بلافاصله از خودتان پرسیده باشید «چرا برایم خندهدار بود؟»، با یکی از عجیبترین و قدیمیترین ژانرهای ادبیات جهان روبهرو شدهاید؛ کمدی سیاه. ژانری که مرگ، جنگ، قحطی، نسلکشی و پوچی را نه برای فرار از درد، بلکه برای نگاه کردن به آن از زاویهای تازه دستمایه خنده قرار میدهد. قسمت دوم از فصل سوم پادکست آوانگارد با عنوان «قهقههای تلخ» به همین موضوع اختصاص دارد؛ روایتی که سوسن سیرجانی از دل تاریخ ادبیات جهان و ایران بیرون کشیده و در این مقاله خلاصهای از آن را مرور میکنیم.
کمدی سیاه چیست و از کجا شروع شد؟
کمدی سیاه یا طنز سیاه نوعی کمدی است که از موضوعات جدی، ناخوشایند و گاه هولناک برای خلق خنده استفاده میکند. مرگ، جنگ، بیماری، فقر، استبداد، نسلکشی، پوچی و فروپاشی اجتماعی میتوانند در این آثار به موضوع خنده تبدیل شوند؛ اما هدف صرفا سرگرم کردن مخاطب نیست. در کمدی سیاه، خنده اغلب راهی برای مواجهه با واقعیتی است که تحمل آن دشوار است.
به همین خاطر ممکن است مخاطب ابتدا بخندد و چند لحظه بعد متوجه شود که موضوعی که به آن خندیده، در اصل بسیار تلخ و جدی بوده است. در قسمت دوم از فصل سوم پادکست آوانگارد به این پرداخته شد که کمدی سیاه در واقع راهی برای نگاه کردن دوباره به موضوعاتی است که معمولا جایی برای خنده باقی نمیگذارند.
ریشههای کمدی سیاه در ادبیات
ریشههای کمدی سیاه را باید در یونان باستان جستوجو کرد؛ جایی که آریستوفان، نمایشنامهنویس آتنی، با طنزی گزنده سیاستمداران و حتی سقراط را در نمایشنامه «ابرها» به سخره میگرفت. قرنها بعد، یک شاعر رومی به نام جوونال سبکی تندتری پایهگذاری کرد که بعدها به نام خودش یعنی «طنز جوونالی» شناخته شد؛ سبکی که در آن خنده کمرنگتر و گریه پررنگتر است.
حتی روایتی نمادین از شهادت لارنس مقدس در قرن سوم میلادی وجود دارد که در میان شعلههای آتش و در حالی که با مرگ تنها چند قدم فاصله داشت شوخی کرد و گفت: «من را بچرخانید، این سمتم پخته شد»! بعضی از مورخان این داستان را نطفه اولیه نگاه طنزآمیز به رنج میدانند.
جاناتان سویفت؛ یکی از پیشگامان کمدی سیاه
نقطه عطف واقعی این ژانر به قرن هجدهم و نویسندهای ایرلندی به نام جاناتان سویفت برمیگردد. سویفت که نویسندهی داستان معروف و محبوب «سفرهای گالیور» است، سه سال بعد از انتشار این داستان رسالهای با عنوان «پیشنهاد مودبانه» منتشر کرد که با لحنی خونسرد، پیشنهاد میداد برای ریشهکن شدن گرسنگی و فقر، کودکان فقیر را به ثروتمندان بفروشند تا آنها را بخورند!
همین ترکیبِ هولناکِ لحن آرام با محتوای دهشتناک، الگویی شد که دو قرن بعد، آندره برتون، بنیانگذار سورئالیسم، آن را رسما «کمدی سیاه» نامید و سویفت را در کتاب مرجع خود با عنوان «گلچین کمدی سیاه» (۱۹۴۰) پیشگام این ژانر معرفی کرد. برتون معتقد بود کمدی یک سیاه سلاح فکری و مکانیسمی است که به ذهن اجازه میدهد واقعیتِ غیر قابل تحمل را کنار بگذارد، دقیقا همان کاری که فروید هم در مقاله «طنز» خود از منظر روانشناسی توضیح داده بود.
کمدی سیاه در ادبیات ایران؛ از صادق هدایت تا داریوش مهرجویی
کمدی سیاه در ادبیات ایران نیز پیشینههایی در متون طنز و هجو دارد. آثاری از ادبیات کلاسیک و فولکلور، از «هزار و یک شب» گرفته تا نوشتههایی از شاعرانی مانند انوری، خاقانی و سنایی و همچنین آثار سعدی، نمونههایی از طنز و هجو را در خود جای دادهاند؛ هرچند نمیتوان همه آنها را به معنای دقیق امروزی کمدی سیاه دانست. صادق هدایت پس از بازگشت از پاریس، همزمان با اوجگیری سورئالیسم در اروپا، کتاب عجیب «وغ وغ ساهاب» را با همراهی مسعود فرزاد منتشر کرد.
آنها در این کتاب بسیاری از باورها، شخصیتها و مسائل اجتماعی و فرهنگی را با زبانی هجوآمیز، اسامی عجیب نویسندگان، غلطهای املایی و عناصری از این دست به نقد کشیدند. کتاب با وجود سانسور شدید آن دوره منتشر شد، اما خیلی زود توقیف شد و تا سال ۱۳۳۴ اجازه چاپ دوباره پیدا نکرد. «وغوغ ساهاب» را میتوان یکی از نخستین نمونههای جدی کمدی سیاه در ادبیات معاصر ایران دانست؛ اثری که سالها پیش از تعریف رسمی این ژانر توسط آندره برتون، چارچوبهای آن را به کار گرفت.
پس از صادق هدایت، بهرام صادقی با مجموعه «سنگر و قمقمههای خالی» و غلامحسین ساعدی با آثاری چون «گاو» و «خانه باید تمیز باشد» این مسیر را ادامه دادند. نگاه کمدی سیاه ساعدی بعدها در فیلمنامه «اجارهنشینها»ی داریوش مهرجویی هم بازتاب پیدا کرد؛ فیلمی که ساختمانی رو به فروپاشی را استعارهای از جامعهای میسازد که درگیر جنگ است اما کسی نه تنها مستقیما از «جنگ» حرف نمیزند بلکه در موقعیتهای طنزآمیز میبینیم که تمام ساکنان با سهمخواهی و خودخواهی در نهایت باعث فروپاشی ساختمان میشوند.
از جنگ جهانی تا مغازه خودکشی؛ کمدی سیاه امروز
پس از جنگ جهانی دوم، نویسندگانی مثل جوزف هلر با «تبصره ۲۲» و کورت ونهگات با «سلاخخانه شماره ۵» بیهودگی جنگ را دستمایه این ژانر کردند. از دهه ۱۹۸۰ به بعد، دغدغهها تغییر کرد؛ پوچی زندگی مدرن، سرمایهداری و بحران محیطزیست جای جنگ را گرفتند و از «اتحادیه ابلهان» جان کندی تول تا «باشگاه مشتزنی» چاک پالانیک و «مغازه خودکشی» ژان تولی، جایی که کسبوکار خانوادگی، فروش ابزار پایان دادن به زندگی است. همانطور که محمدرضا اصلانی کارگردان، نویسنده و هنرپژوه برجسته ما در یک خط ساده، کمدی سیاه را اینطور تعریف کرده: «در طنزهاي سیاه انسان از آنجایی که توان آن را ندارد تا در وضعیت ناگوار خود تغییـري ایجاد کند، میخندد»
چرا باید این قسمت از پادکست آوانگارد را بشنویم؟
قسمت دوم فصل سوم پادکست آوانگارد با عنوان «قهقهههای تلخ» داستان شکلگیری کمدی سیاه در ادبیات جهان و ایران را روایت میکند؛ از ریشههای طنز در یونان و روم باستان تا جاناتان سویفت، آندره برتون، ناباکوف، داستایوفسکی، صادق هدایت، بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی. اگر میخواهید بدانید کمدی سیاه چگونه از طنزهای باستانی به یکی از شیوههای مهم روایت تاریکیهای انسان معاصر تبدیل شد، این قسمت از پادکست آوانگارد را از دست ندهید.
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید