مجله شبکه آفتاب شماره 75
واپسین گفت و گو با شهرنوش پارسی پور نویسنده ای که در تبعید گذشت
در پانزدهمین سال انتشار
چهارده سال پیش در مرداد ۱۳۹۱، در چنین روزهایی بود که دانه ای تازه در خاک مطبوعات کاشته شد و «شبکه آفتاب» متولد شد. در مرداد ماهی که هنوز میشد با دغدغه هایی بسیار کمتر از امروز نفس کشید و دستی به قلم برد و مجله ای به چاپخانه سپرد.
چهارده سال از انتشار نخستین شمارهی ما گذشته و آنچه پیش چشم شماست نخستین شماره از سال پانزدهم انتشار ماست. میدانید که انتشار مداوم یک مجله در چنین شرایطی که سموم همواره بر طرف بوستانش میگذرد چقدر میتواند دشوار باشد و فرساینده.
در این چهارده سال روزهای خوب و روزهای بد داشتیم. گاه منظم بوده ایم و گاه نه البته که خودمان همیشه خواسته ایم منظم باشیم اما همه چیز هم دست ما نبوده و نیست؛ میدانید حتماً میدانید و شرحش به قصه ای مکرر میماند که جز برای به خواب رفتن و به خواب بردن عایدی دیگر ندارد پس بگذریم.
شماره ی پیشین یعنی شمارهی ۷۴، را پس از دو جنگ منتشر کردیم و حتی نمی دانستیم که در روز انتشار مجله کتاب فروشی ای باز خواهد بود که ما را به دست و چشم شما برساند یا نه.
در چنین شرایطی بعید که نه اصلاً نمی توان برای انتشار بلند مدت رسانه ای برنامه ای ریخت. آنچه ما را به ادامه ی انتشار وامی دارد ایجاد امکان گفت و گو است. «گفت» از سوی شما مخاطبان و «گو» از سمت ما. این چهارده سالی که منتشر شده ایم همواره امید به همین گفت و گو داشته ایم و در هوای این که از جامعه عقب نمانیم. تلاش خود را کرده ایم و اگر هنوز هستیم، جز این نیست که شما نیز ما را رها نکرده اید.
شماره ی جدید را نیز با همین خیال و آرزو منتشر میکنیم که بتوانیم حرفی بزنیم از جامعه ای که به سرعت دارد تغییر می کند. صدای آن نویسنده ی در تبعید باشیم صدای آنان که میخواهند در کشور خود زندگی کنند و در کشور خود بمیرند بشنویم از آن هنرمندی که به راه تازه در مواجهه با مخاطب می اندیشد و بخوانیم نوشته های آن نویسندگان و روشنفکرانی را که در زندانهای مستبدان عالم حبسیه نوشتند؛ از آن نویسنده ها آثاری جاودانه باقی ماند اما از آن حاکمان چیزی جز ظلم و استبداد در تاریخ به جا نماند.
مهدی آگاهُ اندیشمند ایران دوست که مطلبی درباره ی آثار و اندیشه هایش را در همین شماره میتوانید بخوانید، معتقد است که مازاد سرمایه باید صرف فرهنگ بشود. ما نیز به این معتقدیم و سپاسگزاریم از آنانی که دستی در کار فرهنگ دارند و به ویژه از شما خوانندگان تشکر میکنیم که در این گرانی مجله میخرید و ما را به ادامه دادن امیدوار میکنید بله؛ در روزگار سرب و فولاد هنوز بوی گلی هست و رنگ نسترنی |
آنچه در شماره 158 معمار می خوانید
آمده بودم که برگردم واپسین گفت و گو با شهرنوش پارسی پور نویسنده ای که در تبعید گذشت
- یادی از اسماعیل یغمایی، باستانشناسی که دیوانهی خاک بود – فاطمه علیاصغر
- گفتوگو با شهرام پرستش دربارهی هویت، مدرنیته و تناقض – سوگل دانائی
- جامعه چگونه تاکتیکهایش را عوض میکند - نیلوفر حامدی
- دانشگاه شریف، فضایی که ما را بهیاد میآورد - شیما وزوایی
- دربارهی مهدی آگاه، ایراندوست بیپروا – امین شول سیرجانی
- گفتوگو با علیاصغر دشتی دربارهی تجربههای انجامشده و محققنشدهاش – بابک احمدی
- تکنگاریهای بازیگر گروه تئاتر اودین از صحنهها، چهرهها و اجراها – جولیا وارلی
- گفتوگو با ساناز ستارزاده، آهنگساز و نوازندهی تار – امیر بهاری
- تصویر روستاییِ ایرانیِ دههی سی در فیلمهای آموزشی سیراکیوز – پیروز کلانتری
- کارنامهی انتشارات، کتابفروشی و گالری روزن – سیدفرزام حسینی
- پروندهی حبسیه با جستارهایی از احمد آلتان، مصطفی خلیفه و آرماندو وایادورس
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید