کتاب قوی سیاه کتابی است به قلم نسیم نیکلاس طالب، مقاله نویس، آمارگر و تحلیلگر ریسک لبنانی- آمریکایی. تمرکز اصلی این کتاب بر موضوعاتی چون احتمال، عدم قطعیت و بختی بودن[۱]، آمیخته با مضامین فلسفی، روانشناسی و همچنین تجربیات زندگی شخصی اوست. نسیم طالب فعالیت حرفهای خود را با معاملهگری در بازار سهام آغاز کرد. عمده شهرت وی به سبب به وقوع پیوستن درست پیشبینیهایش در رابطه با نوسانات بازار سهام به دست آمد که مهمترین آنها، پیشبینی «دوشنبهی سیاه» بود؛ روزی که ایالات متحدهی آمریکا شاهد بیشترین مقدار افت در شاخص روزانهی بازار سهام، در تاریخ خود بود. درحالیکه والاستریت سقوط کرده بود و اکثر معاملهگران متحمل شکست مالی بسیار سنگینی شده بودند، او صاحب سودی کلان شد که به واسطهی آن تصمیم به ترک حرفهی دادوستد گرفت تا باقی عمر خود را به دور از تکانههای یک زندگی پرتکاپو و پرشور اجتماعی بگذراند و به دنیای ایدههای ناب بازگردد و بتواند در خلوت کامل به پژوهشهایش در حوزهی ریسک، تدریس آن در دانشگاه و نیز به نویسندگی بپردازد. او در کتاب قوی سیاه به شرح مفصلی از نظریات و دیدگاههای نوین خود در رابطه با مسئلهی عدم قطعیت میپردازد و نگرش و رویکردی متفاوت نسب به رخدادهای زندگی، پیش روی خواننده قرار میدهد.
پیشنیه قوی سیاه
«قوی سیاه» یک استعاره کهن است. پنداشته میشود که نخستین بار عبارت «قوی سیاه» را شاعری رومی به نام جوونال در قرن دوم میلادی، در جملهی «پرنده ای کمیاب در جزیره که شباهتی بسیار به قوی سیاه دارد» به کار برده است. زمانی که او از این استعاره استفاده کرد، هنوز هیچ نشانی از قوی سیاه کشف نشده بود. قوی سیاه تا سال ۱۶۹۷ که گروهی از کاشفان و دریانوردان هلندی به رهبری ویلم دی ولامینگ قدم بر خاک استرالیا گذاشتند و اولین کسانی شدند که قوی سیاه را به چشم دیدند، همچنان استعارهای بود از چیزی غیرممکن و کمیاب. استعارهی قوی سیاه چنان در قرن شانزدهم رایج شده بود که تقابل قوی سیاه در برابر قوی سفید، الهامبخش ادیبان و موسیقیدانان بسیاری شد و آثار معروفی چون دریاچه قو، ساخته چایکوفسکی[۲] نیز ریشه در همین استعاره دارند. قوی سفید مظهری بود از پاکی و در مقابل قوی سیاه، نشان از پلیدی، شر و جادوگری داشت. معنای امروزهی قوی سیاه و سفید نیز چندان متفاوت از ریشهی باستانیشان نیست. نظریهی قوی سیاه اشاره به مسائلی دارد که غیرقابلپیشبینی، نادر و شگرفاند، درحالیکه قوی سفید نماد وقایع محتمل، قابل درک و روزمره است. قوی سیاهی که نسیم طالب در نظریات خود به آن پرداخته نیز دارای همین معنا و مفهوم است.
پدیده قوی سیاه
قوی سیاه در ساده و مختصرترین تعریف، به رویدادی بسیار عظیم و فراگیر گفته میشود که تأثیری قابل توجه بر زندگی دارد و پیشبینی آن خارج از توانایی انسان است. جنگ جهانی اول، ظهور هیتلر و جنگ جهانی دوم، فروپاشی شوروی، گسترش اینترنت، حادثهی ۱۱ سپتامبر، همهگیری ویروس کرونا، ایدههای نوین، پیدایش مکاتب هنری و ادبی و کمابیش تمام مسائل مهمی که در پیرامون ما در جریاناند و جنبههای بسیاری از زندگی ما را تحت تأثیر خود قرار دادهاند، همه در دستهی پدیدهی قوی سیاه میگنجند. اگر با نگاه کلیتری به تمام این اتفاقات بنگریم، به چندین نقطهی اشتراک میان آنها دست پیدا میکنیم. نسیم نیکلاس طالب در کتاب خود این نقاط اشتراک را در سه ویژگی اصلی، دستهبندی و خلاصه میکند. «نخست، ناگهانی است چون بیرون از قلمرو انتظارات عادی است و هیچ رویدادی در گذشته نمیتواند به شیوهای قانع کننده احتمال وقوع آن را معین کند. دوم، اثری بس سنگین و نامتعارف دارد. سوم، ما چون آدمیزاد هستیم، بنا به سرشتی که داریم، پس از این که سروکلهی قوی سیاه (بهرغم ناگهانی بودنش) پیدا شد، دلایلی سر هم میکنیم تا وقوع آن را توجیه، و ثابت کنیم قابلپیشبینی بوده است.»[۳]
زندگی غیرعادی است
طالب که تمامی عمر خود را صرف پژوهش دربارهی موضوعاتی بر پایهی عدم قطعیت و ریسک کرده است و البته در بعد عملی نیز به واسطهی همین پژوهشها و نگرش متفاوت، به موفقیت چشمگیری دست یافته، از سال ۲۰۰۱ به توسعه نظریهی قوی سیاه پرداخت و در نهایت در سال ۲۰۰۷ کتابی تحت این عنوان به چاپ رساند. کتاب قوی سیاه بلافاصله پس از انتشار، با تحسین گستردهی منتقدان روبهرو شد و موفقیت بسیاری را با خود به همراه داشت؛ همچنین به نقل از ساندی تایمز، قوی سیاه در لیست دوازده کتاب تأثیرگذار منتشر شده پس از جنگ جهانی دوم قرار دارد. اما این موفقیت، به علت حل معمای هولناک قوی سیاه، در کتاب نبود، چراکه اگر این معما حل میشد، دیگر پدیدهای تحت این عنوان وجود نداشت. نسیم طالب در کتاب خود به حل معمایی بسیار پیچیدهتر از قوی سیاه میپردازد و آن واکنش ما در برابر قوی سیاه است. ما بهگونهای رفتار میکنیم که گویی هیچ قوی سیاهی وجود ندارد، زندگی سراسر زنجیرهای از اتفاقات عادی و قابلپیشبینی است و همه چیز تحت کنترل ما است؛ حالآنکه کمابیش تمام جنبههای زندگی اجتماعی تحت تأثیر این وقایع غیرعادی است و همه چیز در پی تکانهها و پرشهای کمیاب اما پیدرپی پدید میآید.
موضوع اصلی این کتاب در واقع نابینایی ما در برابر قوی سیاه است. این که چگونه طبیعت و ذهن ما میکوشد این پدیده را نادیده بگیرد و زندگی را معمولی تصور کند. در سراسر کتاب، نسیم طالب میکوشد تا ذهن ما را با این واقعیت آشفته و دنیای غیر عادی روبهرو کند و راه حلی برای مواجهه با آن، پیش روی ما قرار دهد.
«من به وضع عادی کاری ندارم. اگر میخواهید دربارهی خوی و اخلاق و برازندگی دوست خود چیزی بدانید باید او را در شرایط دشوار بیازمایید، نه در زندگی عادی که همه چیز خوش و خرم است. آیا میتوان با ارزیابی کارهای یک تبهکار در یک روز «عادی»، میزان خطری را که او برای جامعه دارد برآورد کرد؟ آیا میتوان بدون ملاحظهی امراض و بیماریهای واگیردار، سلامتی را فهمید؟ بهراستی گاه چنین مینماید که وضعیت عادی ارزش بررسی ندارد.» [۴]
نادانستهها مهمتر از دانستهها
طبق منطق قوی سیاه نادانستهها باید اهمیت بیشتری از دانستهها داشته باشند، چراکه آنها دارای نقشی تعیینکننده در روند زندگی ما هستند؛ اما در واقعیت سرشت و کارکرد ذهن انسان سبب میشود تا گرایش ما بیشتر به سوی دانستههایمان باشد، زیرا به یاری این دانش اندوخته میتوانیم امکان یافتن شغلی مناسب، پیشرفت، دستیابی به موفقیت و مقامی والا را محقق سازیم. در اصل امر طبیعی برای انسان انکار نیمهی تاریک و تکیه بر نیمهی روشن وجودش است. پیش بردن زندگی از طریق دانستهها بسیار ساده و امنتر مینماید تا تکه بر مسائلی که دانشی از آنها در اختیار نداریم. اما هر چقدر هم که بخواهیم و بکوشیم هم سو با قوهای سفید در زندگی حرکت کنیم، نمیتوانیم از رویارویی با قوهای سیاه اجتناب ورزیم. باید بیاموزیم که چگونه با قوهای سیاه کنار بیاییم و آنها را نه تحت کنترل خود بلکه همراهمان پیش ببریم.
تصمیمگیری در مسیری که آگاهی یافتن از پیچوخمهای آن تقریبا ناممکن است، همواره در سایهای از شک و ابهام قرار میگیرد و ادامه دادن به آن تنها بر پایه آزمون و خطا و تجربه امکان دارد. علاوهبر آن ذهن ما دائما موانعی بر سر راه ما قرار میدهد که گذشتن از آنها تنها با کمک آگاهی یافتن از آنها میسر میشود. نسیم طالب در بخش ابتدایی قوی سیاه، به توصیف دقیق این موانع میپردازد و رفتار انسان در برابر دانش و ارجح دانستن نقل نسبت به تجربه را کاملا ًتشریح میکند. او به ترتیب در فصلهای بخش نخست کتاب به پدیدهی قوی سیاه و سه جنبهی اصلی آن و سپس به خطاهای ذهن انسان که مواردی از آنها را در این جا میآوریم، میپردازد.
- خطای تأیید: یعنی این که ما به دنبال چیزهایی هستیم که دانایی ما را تأیید کنند و نه نادانیمان را.
- مغلطهی قصهای: یعنی این که ما چگونه خود را با داستانها و روایات فریب میدهیم.
- تأثیرگذاری هیجانات بر نتیجهگیری
- مسئله شاهد خاموش یا نیرنگهای تاریخ برای پنهان داشتن قوی سیاه
- مغلطهی کشندهی تولید دانش از دنیای بازیها
نسیم طالب پس از توضیح مفصل هر یک از این موارد و آگاه ساختن ما از موانع و خطاهای پیش رویمان در مسیر آینده و شرح چگونگی طبیعت و کارکرد روان انسان، به ما نحوهی درک پیشامدهای گذشته و حال و همچنین نحوهی شناسایی انحرافهایمان از مسیر را میآموزد و سرانجام پس از بررسی عمیق پیامدهای غیرمعمول، به بیان راه حلهایی برای همقدم شدن با قوهای سیاه زندگی ارائه میکند.
کتاب قوی سیاه را چه کسانی باید بخوانند؟
قوی سیاه شاید بیش از همه مناسب سرمایهگذاران و تحلیلگران بازار سهام و ارز به نظر بیاید، یا حداقل کتابی مفید باشد برای کسانی که ریسک، بخش مهمی از حرفهی آنان است؛ اما لزوماً این گونه نیست. ما در جهانی بسیار متفاوت از صدهها و حتی دهههای پیشین زندگی میکنیم. پیشرفت تکنولوژي، فراگیری اینترنت و سرعت بیسابقه تغیرات زندگی روزمره به بستری مناسب برای پیدایش قوهای سیاه تبدیل شده است. زندگی پیش روی ما، زادگاه قوهای سیاهی بیش از گذشته است و چشم پوشیدن از آنها کاری است نشدنی. نمیتوان تأثیر این اتفاقات قابل ملاحظه را انکار کرد و از آن جایی که توانایی پیشگویی و پیشگیری نیز از عهده ما خارج است، باید بکوشیم تا یاد بگیریم چگونه در میان این قوهای سیاه به زندگی ادامه کنیم و به جای ضرر دیدن، از آنها نفع ببریم. کتاب قوی سیاه نهتنها برای عدهای محدود و خاص بلکه برای عموم مردم مفید و سودمند است. نسیم طالب در این کتاب به ما نشان میدهد که چگونه با دیدی نو به وقایع، زندگی خود را پیش ببریم و در راه موفقیت با تکیه بر درست دیدن و اندیشیدن، دوری جستن از خطاها و موانع و اطمینان بر تجربیاتمان، قدم برداریم. زندگی در جهانی متفاوت به نگرشی متفاوت نیز نیازمند است و کتاب قوی سیاه شرح کامل و جامعی است از این نگرش.
[۱]- Randomness
[۲]- پیوتر ایلیچ چایکوفسکی موسیقیدان و آهنگساز روسی
[۳]- طالب، نسیم، قوی سیاه، ترجمهی محمد ابراهیم محجوب، نشر آریانا قلم، تهران، ۱۴۰۰، ۹
[۴]- همان، ۱۷

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریدر حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.