لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)

درخت مقدسی که قاتل شد

مروری بر کتاب درخت انجیر معابد نوشته‌ی احمد محمود

سینا صداقت کیش

پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۰

shorter-link Save Story
درخت انجیر معابد احمد محمود

درخت انجیر معابد آخرین اثر احمد محمود (اعطا) نویسنده‌ی نام آشنای ایرانی است. در این رمان حوادث پیرامون درخت انجیر معابد رخ می دهد، درختی که ریشه‌ای کهن در جنوب کشور ایران دارد. از این رو متوجه می شویم که این اثر همچون دیگر آثار احمد محمود در شرایط اقلیمی جنوب کشور ایران روایت می شود.

این رمان روایت‌گر انحطاط خانواده‌ای از طبقه ثروتمند است که در همسایگی با درخت انجیر معابد قرار دارند، درختی که در فرهنگ خرافی برخی از مردم ایران درختی مقدس به شمار می رود. این رمان با نگاهی آسیب شناسانه بیانگر مردمان محله و شهرکی با عقاید سنتی است که خود را گرفتار چالشی اعتقادی می بینند و در تقابل با این چالش متحمل ضرر و زیان‌هایی می شوند، همچنین حضور افراد سودجویی که با استفاده از جهل و خرافات مردم و با ابزار قرار دادن این درخت به اهداف خود نزدیک می شوند. بنابراین می توان درخت انجیر معابد را یکی از بی پرواترین آثار ادبیات معاصر ایران دانست. قصه‌ای تلخ با بیانی سیال، نگاهی روانشناختی و استفاده از عناصر داستانی که تا به امروز در ادبیات معاصر ایران کمتر دیده شده است.

در رمان خواندنی درخت انجیر معابد با پرسوناژ‌های زیاد، حرکت در زمان و پیوند میان رئالیسم و سورئالیسم رو به رو هستیم که نویسنده با مهارت مثال زدنی خود و نگاه روانشناختی و جامعه شناختی خود از پس تک تک این چالش‌ها به خوبی بر آمده است که حاصل این تبحر و چیره دستی او کسب جایزه هوشنگ گلشیری به عنوان بهترین رمان در سال 1379 بوده است. در این کتاب حدود دویست و چهل شخصیت خلق شده است که حداقل شصت نفر از آن‌ها به طور مستقیم در داستان دخالت دارند.

شخصیت اصلی این داستان فرامرز آذرپاد، پسر جوان و ارشد خانواده اشرافی آذرپاد است. خانواده‌ای که متشکل از سه فرزند است که به همراه پدر و مادر و عمه خود، مجموعه‌ای شش نفره را می سازند. فرامرز آذرپاد ترسیم جوانی رنجور است که پس از مرگ پدرش اسفندیارخان آذرپاد و دیدن درماندگی و زوال خانواده خود به همراه عمه تاج الملوک‌اش در خانه‌ای نزدیک به خانه از دست رفته اشرافی‌شان ساکن می شود تا خود شاهد به یغما رفتن ثروت و خانه‌شان باشد، پس از این اتفاق وی در پی دوباره به دست آوردن موقعیت اجتماعی و مالی سابق خود دست به هر تلاشی می‌زند و در هر لحظه خانواده خود را از هم گسیخته‌تر از قبل نظاره می‌کند.

« تاج الملوک مهلت نمی‌دهد حرف فرامرز تمام شود. می‌گوید

– آن روزگار گذشت فرامرزجان. وفاداری و نمک شناسی مـردم تا وقتی که از اسب نیفتاده باشی - نوکر و کلفت که جای خود داره. 

فرامرز سکوت می کند. بار دیگر اسکناس‌ها را می‌شمارد. می‌شنود: «رفتار قمر خانم ـ مادر شیدا را میگم ـ یادت رفته؟ رفتار نازک – » فرامرز نگاه چشم تاج الملوک میکند و می‌گوید

یادم هست عمه تاجی! دلم نمیخواد دوباره یادم بیاد! 

و باز اسکناس ها را می شمارد...»[1]

از این رو پس از خواندن این کتاب تا مدت‌ها تصویر فرامرز آذرپاد به عنوان نمادی از جوانی ناکام، رنجور و بداقبال در ذهن شما نقش می بندد. بنابراین از یاد بردن شخصیت‌های داستان برای شما کار ساده‌ای نخواهد بود و ما به ازایی از اکثر آن‌ها در اجتماع و روزمره خود خواهید دید.

رمان درخت انجیر معابد پس از رمان مدار صفر درجه بلندترین رمان احمد محمود است. این کتاب در دو جلد و مجموع 1038 صفحه، در شش فصل در سال 1379 برای اولین بار توسط انتشارات معین به چاپ درآمد و پس از آن تا به امروز پای ثابت رمان‌های پر مخاطب ادبیات معاصر فارسی بوده است.

درخت انجیر معابد (دو جلدی)

درخت انجیر معابد (دو جلدی)

نویسنده: احمد محمود ناشر: معین قطع: شمیز,رقعی نوع جلد: شمیز قیمت: 250,000 تومان

بخش‌هایی از رمان روانشناسانه و تلخ درخت انجیر معابد

شاخه‌های درخت انجیر معابد از چهارسو گسترش پیدا کرده است، در شرق محوطه حتی از نرده‌های فلزی هم گذشته است. هیچ کس جرئت نمی کند درخت را هرس کند. علمدار پنجم روایت علمدار اول را بر صفحه فلزی بزرگی نوشته است و به ستون چپ در ورودی نصب کرده است. روایت روزی را که از مقطع بریده‌ی شاخه‌ی جوان درخت انجیر معابد خون جاری شده بود...

بعد از ایمان دیگر برای ما چه می‌ماند که بگوییم زنده‌ایم؟ جان؟ این عنصر بی‌ارزش را که کرم لجنزار هم دارد! غذا می‌خوریم؟ حیوان که از ما بیشتر غذا می‌خورد! پس چه داریم؟ دلخوشیم که راه می‌رویم؟ شور و شهوت داریم؟ حشرات کثیف هم راه می‌روند و شور و شهوت دارند! بله یک چیز داریم، دل، اما دل بی‌ایمان یعنی یک چنگ خون که حیوانات زبان بسته عظیم الجثه خیلی بزرگترش را دارند...


[1]- (محمود 13۷۹ :۳۲۳)

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

پرسش های متداول

مطالب پیشنهادی

کتاب های پیشنهادی

سلام خداحافظ

سلام خداحافظ

حسین پناهی ,
20,000 تومان
دختری که پادشاه سوئد را نجات داد

دختری که پادشاه سوئد را نجات داد

یوناس یوناسن ,
41,000 تومان
رفتیم بیرون سیگار بكشیم هفده سال طول كشید

رفتیم بیرون سیگار بكشیم هفده سال طول كشید

نویسندگان معاصر روس ,
38,000 تومان
Some text some message..