نمایشنامهی «بیماری خانوادهی میم» (La malattia della famiglia M) یک درام خانوادگی و عجیب اثر فائوستو پاراویدینو است که در سال 2009، در بیستوسه صحنه نوشته شده است. فائوستو پاراویدینو، نمایشنامهنویس و کارگردان ایتالیایی، در این نمایشنامه یک خانوادهی متفاوت را به تصویر کشیده است. در ادامه با معرفی این نمایشنامه که توسط سارا عصاره ترجمه و از نشر نی منتشر شده است همراه باشید.
نمایشنامهی بیماری خانوادهی میم دربارهی چیست؟
«بیماری خانوادهی میم» یک پرترهی جمعی و غمانگیز از یک خانوادهی معمولی را به تصویر میکشد. این تصاویر از نگاه پزشک این خانواده روایت میشود. او روایت خود را به تدریج و به صورت مستقیم با مخاطب در میان میگذارد و پرده از راز خانوادهی میم برمیدارد.
روابط در این خانواده بهندرت محبتآمیز و محترمانهاند. هرکدام از شخصیتها ابعاد متفاوتی از خود را به نمایش میگذارند. پدری سالخورده که مبتلا به آلزایمر است؛ ماریا، دختر بزرگش که درگیر روابط متعدد و غریبانهی خود است؛ مارتا، دختر کوچکش که مسئولیت تمام زندگی و خانواده را به دوش میکشد و زیر فشار و آسیبهای این خانواده قرار گرفته است؛ جانی تنها پسر این خانواده و کوچکترین عضو آنها که روابط جالبی با خواهرهای خود دارد.
هرکدام از شخصیتها درگیر کشمکشهای درونی و بیرونی با خود و جهان اطراف خود هستند که در ادامه عملکرد هرکدامشان نتیجهی متفاوتی را به همراه خود دارد.
روایت نمایشنامهی بیماری خانوادهی میم
نمایشنامه با مونولوگی از دکتر کریستوفولینی آغاز میشود که راوی تمامعیاری برای این خانواده است. او هرکدام از آنها را بهخوبی میشناسد و از ابعاد روحی و روانی آنها آگاه است.
روحیات انسانها و مشکلات روانی ازجمله مفاهیم مهمی هستند که در این نمایشنامه به آن پرداخته میشود. دکتر اذعان میکند که وظیفهاش پیدا کردن بیماریهاست، از هر جنسی که باشند. داستانی که برای ما تعریف میکند یکی از همان داستانهایی است که او شاهدشان بوده است.
در این نمایشنامه، دو کاراکتر مهم دیگر نیز داریم؛ فولویو، نامزد ماریا که رابطهشان با یکدیگر خیلی شبیه به یک زوج خوشبخت نیست و دوست صمیمی او، فابریتسیو که ارتباط پیچیدهای را با این خانواده، بهخصوص ماریا برقرار میکند. ماریا، مارتا و جانی هرکدام بهشکل خاص خود باری از تنهایی را به دوش میکشند. در بخشی از این نمایشنامه آمده است:
«مارتا: اما چرا ما باید این قدر تنها باشیم؟
ماریا: یه نگاهی دور و برت بنداز! تنهایی همیشه بهتر از با هم بودنه.
مارتا: شنیدنش ازدهن یکی که نامزد رو هم تلنبار میکنه حس عجیبی داره.
ماریا: روزی که دست از دلسوزی و حسادت برداری، اون روز ما خیلی خوب با هم کنار میآیم.
مارتا: این دیگه نفرین بود.
ماریا: این یکی آره.»
روابط خانوادگی در نمایشنامهی فائوستو پاراویدینو
صراحت لحنی که هرکدام از این شخصیتها با یکدیگر دارند منجرشده تا روابطشان با کشمکش و تنش همراه باشد. کاراکترها بهشکل عریان رفتارهایی از خود نشان میدهند که در نظر دیگران گاهی نامتعارف جلوه میکند.
عشق و علاقههای افراطی و خارج از فُرم بعضی از کاراکترها و غربت بعضی دیگر و سکوتِ گاهوبیگاهشان فرم تازهای را به این اثر بخشیده است. برای مثال در بخشی از نمایشنامه میخوانیم:
«فابریتسیو: نمیدونم چطور بهت بگم چقدر احساس پستی میکنم. نمیدونم چطور بهت بگم چقدر متأسفم. نمیدونم چطور بهت بگم چقدر خوشم وقتی با ماریام. چیزی رو که دنبالش بودم به دست آوردم. عاشقشم. (کمی فکر میکند و کلمهی آخر را پاک میکند.) نمیدونم چی کار کردم، هنوز دلم میخواد بدونی برام «غیرممکن» بود، برام فکر کردن به قلبم غیرممکن بود. نمیدونم الان چه حالی داری یا قبلاً چه حالی داشتی. به خاطر همین خواهش میکنم نظرتو دربارهی این اتفاقات از من دریغ نکن.»
این خانواده در تلاشاند تا کنار هم بمانند و به یکدیگر نزدیک شوند، اما این تلاش نتیجهی معکوسی برای شان به عمل میآورد آنها را به مرور از یکدیگر دور میکند.
دربارهی فائوستو پاراویدنیو نویسندهی نمایشنامه
فائوستو پاراویدنیو ـ نمایشنامهنویس، کارگردان، فیلمنامهنویس، مترجم و هنرپیشه ـ زادهی 15 ژوئن 1976 در ایتالیاست. او درآکادمیهنرهای دراماتیک جنووا درس خواند، اما بعداز مدتی ترک تحصیل کرد و با چند همکلاسی، گروه تئاتری در شهر رم به راه انداخت.
او در سال 2004 برندهی جایزهی نمایشنامهنویسی ویتوریو گاسمن برای نمایشنامهی طبیعت بی جان در یک چاه شد. وی همچنین نامزد دریافت جایزهی دیوید دی دوناتلو و روبان نقره ای بود و در سال 2001 جایزهی پریمو اوبو را برای همین نمایشنامه کسب کرد.

ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید