اروپا اسطوره نیست

معرفی کتاب اروپا در آینه نوشته ژوزف فونتانا

پدرام عسکری

یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴

(8 نفر) 4.9

تصویر روی جلد کتاب اروپا در آینه ژوزف فونتانا

کتاب اروپا در آینه: گذشته تحریف‌شده نوشته‌ی ژوزپ فونتانا، تاریخ‌نگار برجسته‌ی کاتالان، در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و یکی از آثار چالش‌برانگیز نویسنده شد. فونتانا با رویکردی انتقادی روایت سنتی تاریخ اروپا را زیر سؤال می‌برد و استدلال می‌کند که تاریخ‌نگاری اروپایی پر از تحریف‌های عمدی است، تحریف‌هایی که برای توجیه حس برتری اروپا نسبت به «دیگران» ـ از بربرها و مسلمانان در دوران باستان و قرون وسطی گرفته تا جوامع غیراروپایی در عصر استعمار ـ ایجاد شده‌اند. نویسنده با استعاره‌ی «گذشته‌ی تحریف‌کننده» نشان می‌دهد که چگونه اروپاییان از یونان باستان تا دوران مدرن هویت خود را بر پایه‌ی نفی و تحقیر دیگران ساخته‌اند، در‌حالی‌که واقعیت اروپا پر از تنوع، شورش و مخالفت بوده است. این کتاب نه‌تنها یک بازخوانی تاریخی است، بلکه نقدی ایدئولوژیک است بر چگونگی استفاده از تاریخ برای مشروع کردن قدرت، سرکوب و سلطه. فونتانا، با پیشینه‌ای چپ‌گرا، بر سرکوب دیدگاه‌های جایگزین و جنبش‌های مردمی تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که تداوم این پندارها بر درک ما از حال و آینده تأثیر منفی می‌گذارد. این کتاب با زبانی روان و مثال‌های زنده خواننده را وادار به تأمل در ریشه‌های اسطوره‌ی «برتری اروپایی» می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که برای رهایی از این تحریف‌ها باید تاریخ را با نگاهی پیچیده‌تر و فراگیرتر بازنویسی کرد. این کتاب به‌ویژه در دوران کنونی که هویت اروپایی دوباره کانون بحث‌های زیادی شده است ارزشمند و تأمل‌برانگیز است.

اروپا در آینه

اروپا تصویر یکپارچه ندارد!

در کتاب اروپا در آینه، ژوزپ فونتانا تاریخ اروپا را از یونان باستان تا اواخر قرن بیستم بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه روایت غالب تاریخی تصویری ایدئالیزه و یک‌جانبه از این قاره ارائه داده است. کتاب با بحث از سقوط امپراتوری روم آغاز می‌شود و حمله‌ی گوت‌ها، هون‌ها و وندال‌ها را نه به‌عنوان پایان تمدن که در مقام بخشی از فرایند پیچیده‌ی تحول می‌بیند. فونتانا استدلال می‌کند که تاریخ‌نگاران سنتی این رویدادها را برای تأکید بر برتری میراث کلاسیک تحریف کرده‌اند، در‌حالی‌که واقعیت پُر از تداوم و آمیزش فرهنگی بوده است. در قرون وسطی، نویسنده مفهوم «مسیحیت اروپایی» را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که این مفهوم برای توجیه سرکوب یهودیان، مسلمانان و مرتدان به کار رفته است. اصلاحات پروتستانی و ضداصلاحات نیز نه به‌عنوان پیشرفت که به‌عنوان ابزارهایی برای کنترل ایدئولوژیک تحلیل می‌شوند. فونتانا بر جنبش‌های مردمی، شورش‌های دهقانی و مخالفت‌های محلی تأکید می‌کند که اغلب در تاریخ‌نگاری رسمی نادیده گرفته شده‌اند. در دوران مدرن، کتاب به عصر روشنگری، انقلاب‌های صنعتی و سیاسی و خصوصاً به استعمار می‌پردازد. فونتانا استدلال می‌کند که ایده‌ی «پیشرفت» اروپایی بر پایه‌ی نژادپرستی و احساس برتری اخلاقی بنا شده و خشونت استعماری را مشروع کرده است. او مثال‌هایی از برخورد با بومیان آمریکا، آفریقا و آسیا می‌آورد و نشان می‌دهد که چگونه اروپایی‌ها دیگران را «وحشی» یا «بدوی» توصیف کرده‌اند تا سلطه‌ی خود را طبیعی جلوه دهند. در بخش‌های پایانی، نویسنده به قرن بیستم و جنگ‌های جهانی می‌رسد و حتی به مسائل معاصر مانند روابط با ایالات متحده اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که اروپای واقعی، برخلاف تصویر یکپارچه و برتر، همواره محل تنوع، اختلاف و مقاومت بوده است. فونتانا با آوردن مثال‌های تاریخی متعدد کتاب را از یک متن خشک آکادمیک به اثری زنده و جذاب تبدیل کرده است و خواننده را با پرسش‌های بنیادین درباره‌ی هویت اروپایی روبه‌رو می‌کند.

رویکرد ژوزپ فوناتانا

رویکرد ژوزپ فونتانا در این کتاب ریشه در سنت چپ‌گرایانه و مارکسیستی دارد، هرچند او از ادبیات کلاسیک مارکسیستی فاصله گرفته است. او تاریخ را نه به‌عنوان رویدادی خنثی که به‌عنوان ابزاری ایدئولوژیک می‌بیند که طبقه‌ی حاکم برای توجیه سلطه‌ی خود به کار می‌برد. استعاره‌ی مرکزی کتاب، گذشته‌ی تحریف‌کننده ـ بسیار بار معنایی بالایی دارد؛ فونتانا نشان می‌دهد که چگونه اروپاییان با نگاه به دیگران تصویری اغراق‌آمیز و ایدئال از خود ساخته‌اند. این رویکرد یادآور کارهای ادوارد سعید در شرق‌شناسی است، اما فونتانا آن را به کل تاریخ اروپا تعمیم می‌دهد. یکی از استدلال‌های کلیدی نویسنده تأکید بر «غیریت‌سازی» به‌عنوان پایه‌ی هویت اروپایی است؛ از هرودوت، که بربرها را پست می‌دانست، تا متفکران عصر روشنگری، که جوامع غیراروپایی را عقب‌مانده توصیف می‌کردند، فونتانا زنجیره‌ای از تحریف را ترسیم می‌کند. او به‌خوبی نشان می‌دهد که این تحریف‌ها نه‌تنها فرهنگی بلکه اقتصادی و سیاسی نیز بوده‌اند: استعمار، تجارت برده و امپریالیسم همگی با روایت برتری توجیه شده‌اند. فونتانا همچنین بر جنبه‌ی سرکوب‌شده‌ی تاریخ تأکید دارد. او جنبش‌های دهقانی، شورش‌های کارگری و مخالفت‌های فکری را برجسته می‌کند و استدلال می‌کند که این‌ها ویژگی‌های واقعیِ اروپا هستند، نه حاشیه‌ای. این دیدگاه تاریخ را از روایت نخبه‌محور خارج می‌کند و به مردم عادی صدا می‌دهد. نویسنده با ارجاع به روندهای تاریخی معاصر کتاب را به‌روز نگه می‌دارد و نشان می‌دهد که این تحریف‌ها همچنان در سیاست‌های مهاجرتی و روابط بین‌المللی ادامه دارند. با‌این‌حال، رویکرد فونتانا در فرازهایی از کتابش یک‌جانبه به نظر می‌رسد. فونتانا تاریخ اروپا را عمدتاً به‌عنوان زنجیره‌ای از سرکوب و سلطه تصویر می‌کند و کمتر به دستاوردها یا پیچیدگی‌های واقعی می‌پردازد. این دیدگاه چپ‌گرا، هرچند منسجم، ممکن است خوانندگانی را که به‌دنبال تعادل بیشترند قانع نکند. با وجود این، قدرت استدلالی فونتانا در ترکیب با مثال‌های دقیق نهفته است؛ او تاریخ را نه به‌صورت خطی که به‌عنوان شبکه‌ای از قدرت و مقاومت تحلیل می‌کند و خواننده را به باز‌اندیشی در مفاهیم پذیرفته‌شده وامی‌دارد.

ژوزف فونتانا

ژوزف فونتانا

اروپا اسطوره نیست!

بزرگ‌ترین نقطه‌‌قوت کتاب اروپا در آینه شجاعت در چالش با روایت غالب تاریخ اروپاست. در زمانی که ایده‌ی «وحدت اروپایی» در حال تقویت بود، فونتانا با یادآوری تحریف‌ها و خشونت‌های پنهان هشدار می‌دهد که هویت اروپایی بر پایه‌ی انکار دیگران ساخته شده است. این نقد به‌ویژه در بخش‌های مربوط به استعمار و غیریت‌سازی قدرتمند است و با مثال‌های تاریخی زنده پشتیبانی می‌شود. سبک نوشتاری روان و پرهیز از اصطلاحات آکادمیک کتاب اروپا در آینه را برای طیف‌های گوناگونی از خوانندگان قابل‌فهم می‌کند، در‌حالی‌که عمق تحلیل آن برای متخصصان نیز می‌تواند رضایت‌بخش باشد. کتاب همچنین در برجسته کردن صدای سرکوب‌شده موفق است. فونتانا با تأکید بر شورش‌ها و مخالفت‌ها تصویری پویاتر و انسانی‌تر از تاریخ ارائه می‌دهد. با‌این‌حال، کتاب ضعف‌هایی نیز دارد. برخی منتقدان آن را فاقد نوآوری واقعی می‌دانند و استدلال می‌کنند که چارچوب مارکسیستی آن هرچند به‌روز شده است اما همچنان سنتی است و به پیچیدگی‌های فرهنگی و اجتماعی کمتر می‌پردازد. غیبت روسیه از سطوح تحلیلی ـ شاید به‌واسطه‌ی دیدگاه نویسنده در‌مورد غیر‌اروپایی‌بودنش ـ خلأ ایجاد می‌کند. همچنین، لحن گاهی بیش از حد جدلی است و ممکن است خواننده را از پذیرش کامل استدلال‌ها باز دارد. با وجود این ضعف‌ها، اهمیت کتاب در زمان انتشار و حتی امروز غیر‌قابل‌انکار است. در دورانی که پوپولیسم و بحران هویت اروپا را تهدید می‌کند، «گذشته‌ی تحریف‌شده» یادآوری می‌کند که تاریخ ابزاری برای قدرت است و باید با دید انتقادی خوانده شود. این اثر برای دانشجویان تاریخ، علوم سیاسی و کسانی که به هویت اروپایی علاقه‌مندند می‌تواند مثمرثمر باشد و می‌تواند جرقه‌ای برای بحث‌های عمیق‌تر در‌مورد چگونگی بازنویسی تاریخ به دست دهد. 

دیدگاه ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

پرسه‌زنی در ویرانه‌های کمونیسم

پرسه‌زنی در ویرانه‌های کمونیسم

معرفی کتاب گشتی در موزه کمونیسم نوشته اسلاونکا دراکولیچ

آیا ایدئولوژی‌های سیاسی هنوز نفس می‌کشند؟

آیا ایدئولوژی‌های سیاسی هنوز نفس می‌کشند؟

معرفی کتاب ایدئولوژی های سیاسی نوشته اندور هیوود

صدایی که شنیده نشد

صدایی که شنیده نشد

مروری بر کتاب کشف ایران نوشته‌ی علی میرسپاسی

کتاب های پیشنهادی

جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی