معرفی کتاب کودک باغ مخفی نوشته فرانسیس هاجسون برنت

وقتی مری لناکس درهای بسته را یواشکی باز می‌کند!

4.5 (1 نفر)
کتاب کودک باغ مخفی
4.5 (1 نفر)
۲۱ خرداد ۱۴۰۴
3 دقیقه مطالعه
امتیاز دهید!

مری لناکس کودکی خشمگین، گوشه‌گیر و بداخلاق است. او پس از اینکه والدینش را در هندوستان از دست می دهد توسط عمویش به سرپرستی گرفته می‌شود و به انگلستان  و یورکشایر آورده می‌شود. عمو مانند پدر مری ثروتمند است. افراد زیادی در خدمت این خانواده کم جمعیت هستند و حالا مری در کنار خود یک پرستار به نام مارتا دارد که باید زندگی را با او سپری کند. از اینجاست که روایت اصلی رمان شکل می‌‌گیرد. مری که خود رای است باید با افرادی از طبقه‌ی اقتصادی پایین تر در تعامل باشد. افرادی که او را تشویق به بازی و غذا خوردن و مهربانی می کنند. این افراد مسیر سختی را آغاز کرده‌اند. عموی مری سخت‌گیر است، قوانین و مقررات خاص خودش را دارد، در بسیاری از اتاق‌های خانه او بسته است و به نظر می رسد عمو و برادرزاده گاهی شبیه هم هستند اما بالاخره روزی می رسد که مری تصمیم می‌گیرد دیکتاتوری در این خانه را پایان دهد. او  قدم در باغ بزرگ خانه می‌گذارد، با پسر بچه‌ای روستایی و مادر او دوست می‌شود. آنها خانواده پرستار مری هستند. مری طناب‌بازی را یاد می گیرد. آرام آرام غذا خوردن را شروع می‌کند و دیگر نحیف و رنجور نیست و به واسطه سرکشی‌هایش تلاش می‌کند تا به خانه روح جدیدی ببخشد. او حتی به سراغ اتاق‌های در بسته می رود و وسایل قدیمی شگفت‌انگیزی را کشف می‌کند. اما این‌ها همه لایه‌های اول داستان شگفت‌انگیز ما هستند. چون قرار است مری از اواسط داستان رازهای بزرگ زیادی را در مورد عمویش و این خانه کشف کند. رازهایی که کمک می‌کنند تا دخترک کوچک داستان ما به بلوغ برسد و برای بهبود اوضاع زندگی خانواده‌اش تلاش کند.

این کتاب یکی از رمان‌های پرطرفدار حوزه نوجوان است که از ۴۰ سال پیش تاکنون در ایران بارها و بارها منتشر شده است. در دهه ۷۰ نیز سریالی با اقتباس از این رمان در تلویزیون ایران برای کودکان و نوجوانان پخش می‌شد که مورد استقبال کودکان آن دوره قرار گرفت.

بخشی از کتاب باغ مخفی

« مارتا با خنده پرسید: بیلچه برای چه‌کاری لازم دارین؟

مری گفت: اگه بیلچه داشتم، می‌توانستم از بن مقداری بذر بگیرم و برای خودم یه باغچه‌ی کوچیک درست کنم.

صورت مارتا از شادی برق زد و گفت: مادرم هم دقیقاً همین حرف رو زد. اون گفت که شما حتماً از اینکه چیزهایی برای خودتون بکارید، خوشتون میاد و تماشای بزرگ شدن گل‌ها و گیاهان واستون خیلی خوبه.

مری گفت: مادر تو خیلی چیزها می‌دونه.

بعد فکر کرد و ادامه داد: قیمت بیلچه‌ی باغبونی چقدره؟

مارتا گفت: یه مغازه توی دهکده هست که بیلچه و شن‌کش و چنگک باغبانی رو به قیمت دو شیلینگ می‌فروشه.»

شاید برایتان جالب باشد که بدانید نویسنده این رمان یعنی خانم هاجسون برنت نویسنده یکی از داستان‌های محبوب کودکان دهه پنجاه و شصت یعنی «سارا کورو» است.

 
نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران 4.5 (1 نفر)
prev مطلب قبلی روایت‌هایی واقعی، تأثیرگذار و انسانی مطلب بعدی در میان هیچ prev
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی