کتاب «خانهای که در آن مرده بودم» به قلم کیگو هیگاشینو را نشر قطره با ترجمهی خندان حسینی نیا روانهی بازار کرده است. این اثر برخلاف نامش هیچ ارتباطی به قتل یا داستان ارواح ندارد؛ بلکه ژانر آن معمایی و روانشناسی و در ارتباط با خشونت است.
کتاب «خانهای که در آن مرده بودم» درباره چیست؟
داستان کتاب دربارهی دختری به نام «سایاکا» است. او دختری است که از قبلاز هفتسالگی هیچ خاطرهای ندارد. یکسالی که از مرگ پدرش گذشت، دختر در وسایل پدر کلید و نقشهای پیدا کرد. احساس کرد این ماجرا ارتباط خاصی به غیبتهای پدرش به بهانهی ماهیگیری دارد؛ با توجه به اینکه پدر هرگز با ماهی برنمیگشت؛ یعنی ممکن بود که مسیر نقشه او را به خاطرات گمشدهاش برساند؟
شاید بالاخره میتوانست بفهمد چرا مادر بدی است و دختر کوچکش را به قصد کشت کتک میزند؛ امیدوار بود که بفهمد؛ اما آیا میتوانست خودش بهتنهایی با گذشته مواجه شود؟ گمان نمیکرد؛ پس تصمیم گرفت خودش را به دوستپسر سابقش برساند؛ اما چرا او؟ این ماجرا سؤالی پشت سؤالی دیگر است.
سبک روایت و نویسندگی کیگو هیگاشینو
راوی خانهای که در آن مرده بودم، اول شخص است و ماجرا را دوستپسر سابق سایاکا تعریف میکند. او فردی تحصیلکرده است که کمتر قضاوت میکند؛ پس میشود از نگاه او تا حدودی بیطرفانه ماجرا را دنبال کرد؛ البته بیموامید او برای برگشت به رابطهی قدیمی تا انتهاب داستان، عاشقانهای کمرنگ را به تاروپود معما تنیده است.
در این کتاب توصیف مکان و فضا بسیار دقیق است. کیگو هیگاشینو تمام مکانها را شبیه گزارشی از پروندههای جنایی تصویر کرده است؛ اما توصیفها شاید به مذاق مخاطب مدرن یا حداقل مخاطب ایرانی خوش نیاید؛ چون سبک توصیف مکان کمی کلاسیک است و بیشتر بار آن را جملات اولیه در بدو ورود به مکان جدید به دوش میکشد؛ البته بخش کمتری هم در لابهلای ماجرا خودنمایی میکند.
سبک هیگاشینو گرهافکنی مدام است. هر جواب سؤال جدیدی به وجود میآورد و چرخشی جدید در داستان ایجاد میکند؛ البته که این از ویژگیهای بسیار قدرتمند قلم نویسنده است.
خشونت علیه کودکان در رمان «خانهای که در آن مرده بودم»
موضوع اصلی این داستان خشونت خانگی و در واقع خشونت علیه کودکان است. ضربهی نهایی برای هر قربانی کودکآزاری احتمالا این جملات از کتاب خواهد بود. شاید درنهایت این جمله تیر خلاص را به خواننده بزند. «شاید من هم در آن خانهی قدیمی مرده باشم. در کودکی آنجا مرده بودم و جسدم تمام این مدت منتظر من بوده تا به دیدارش بروم.»
فضاسازی و خفقان در خانهای قدیمی
بخش زیادی از ماجرای کتاب در خانهای قدیمی در دل جنگل میگذرد. در این خانه از داخل جوشخورده و باز نمیشود و برای رفتوآمد باید راه زیر زمین را پیش گرفت. در تمام لحظات فضای سنگین و پر خفقان خانه با تعلیقهای پیدرپی همراه میشود تا خواننده را جان به لب کند. ازآنجاکه رمان دربارهی گذشته و خشونت خانگی علیه کودکان است، فضاسازی درست انتخاب شده است. داستان هم آنقدر گیرا هست که مخاطب را در همان خانه نگه دارد.
روانشناسی شخصیتهای رمان
در این کتاب، سایاکا زنی شکننده است؛ اما او درعینحال سرسختی زیادی برای فهمیدن گذشته به خرج میدهد. او در ابتدا کمی منفعل است؛ اما هرچه داستان پیش میرود، او هم بیشتر از پیش فعال میشود.
دوستپسر سابق سایاکا با شخصیت مردانه در رمانهای معمایی کلاسیک فاصله دارد.
او آرام، خنثی و تاحدودی منفعل است. او نه در نقش قهرمان میگنجد، نه ضد قهرمان. او بیشتر نقش «مشاور ساکت» را به عهده دارد. جالب است که این رمان فقط دو شخصیت مهم زنده دارد و باقی شخصیتها همگی مردهاند و خاطراتشان روایت میشود.
نظر مخاطبان بینالمللی دربارهی کتاب
خیلی از خوانندگان این کتاب و آثار دیگر هیگاشینو، آثار او را برای سرگرمی میدانند. او نویسندهای تاثیرگذار در ادبیات ژاپن است؛ اما بسیاری از مخاطبان، او را نویسندهای جدی نمیدانند؛ با اینکه کارهای هیگاشینو محتوایی جدی دارد؛ البته گروهی پرداختهای سرسری به همین مضامین جدی را از ضعفهای کار نویسنده میدانند؛ اما همه معتقدند که کارهای هیگاشینو ارزش حداقل یک بار خواندن را دارد.
گروهی از مخاطبان هم معتقدند گرچه خانهای که در آن مرده بودم، ساختاری ساده دارد، روانکاوی شخصیت در آن قوی است. بعضی از خوانندهها هم قدردان کوتاهبودن این کتاب هستند و معتقدند مخاطبش را خسته نمیکند.
جایزههای کتاب «خانهای که در آن مرده بودم»
کتاب خانهای که در آن مرده بودم در سال 2010 برندهی جایزهی بینالمللی Prix Polar شد. این جایزه، یکی از جایزههای معتبر ادبی در ژانر معمایی است.
دربارهی کیگو هیگاشینو نویسندهی کتاب
هیگاشینو زادهی 4 فوریه 1958 (15بهمن 1336 خورشیدی) در اوساکای ژاپن است. او فارغالتحصیل رشتهی مهندسی برق از دانشگاه اوساکاست و در ابتدا هم در شرکتی بزرگ، مهندس بود؛ اما بعداً به نویسندگی رو آورد و آثار پرفروش و برجستهای هم هم نوشت؛ مثلاً فداکاری مظنون اکس، سلام بر فرعون، نامه، خانهای که در آن مرده بودم و معمای درب بسته. همهی این کتابها به جز نامه، به فارسی ترجمه شدهاند.
سبک هیگاشینو ویژگیهای برجستهای هم دارد؛ مثلاً معمایی و منطقی مینویسند؛ اما بعد انسانی را از قلم نمیاندازد. در داستان از منطق و ریاضی کمک میگیرد. فضاسازیهای او آرام؛ اما پر تنش است. از نوشتن خشونت نمایشی پرهیز میکند.
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید