کتاب لیکو
تک بیتی های بلوچی
وطن از جنوب شرقی میشود. بلوچستان بلوچستان ما اما همین خاک رسیده به دریای عمان نبوده و نمیبود اگر در روزگار ترکتازی استعمار پیر این وطن نیز وطن دارانی میداشت و حاکم باشیانش مرزی آن سوتر از دیوار دربارشان را میشناختند. بیست سالی مانده بود تا پایان سده نوزدهم میلادی که پیش چشم قبله عالم بلوچستان ما سه پاره شد و دو پاره اش را کردند همسایگان ما در پاکستان و افغانستان. زخمی که تا هنوز در خاطر و بر جان این سرزمین تازه مانده و هر از گاهی نیز سر باز میکند. عجیب آن که وقتی تیغ گلدسمید تکه بزرگی از بلوچستان را از تن ایران برید و در بشقاب ویکتوریا، گذاشت آهی چنان که باید از نهاد کسی در اینجا برنخاست و فریادِ دردی از آن در تالار تاریخ ما نپیچید ولی بلوچان آن سوی خط افتاده میلی به ملیّتِ نو نداشتند و نیافته اند هنوز آنهایی که در خانه مانده بودند ،نیز مرز نو را خنجری قجری در پشت قبیله میدیدند.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید