کتاب اسطوره زندگی زردشت
چون زردشت از کار خدا آگاهتر شد، زمان آزمایشهای گوناگون فرا رسید. کوهی از آتش فروزنده دید. فرمان پروردگار چنین بود که آن پُرخرد بر آن آتش تیز هم بگذرد. زردشت بر آن آتش تفته به بلندی کوه گذر کرد و آسیبی بر او نیامد. سپس به فرمان پروردگار، روی بگداختند و بر سینه سیمگونش ریختند، باز آسیبی بر او نیامد. دگرباره شکمش را بشکافتند و اندرون آن را باز بر جای گذاشتند. کسی را که یزدان پشت باشد روزگار همین است.
صفحه 171
کدام کتابها مردانگی مدرن را بررسی میکنند؟
بهترین رمان ها درباره مردانگی، پدر بودن و هویت مردانه در دنیای امروز
تو همینطور که هستی، معرکهای!
معرفی کتاب شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک اثر جینین سندرز
«یعنی چه که بروم بیمارستان؟ من که چیزیم نیست.»
بخشی از کتاب «اینجا همه آدمها این جوریاند» اثر لوری مور
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید