کتاب «شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک» داستانی کودکانه درباره دختری را روایت میکند که حاضر نیست شبیه تصویری باشد که دیگران از یک شاهزادهخانم ایدهآل در ذهن دارند. او شجاع، پرانرژی و ماجراجوست و در مسیر داستان با اژدهایی روبهرو میشود که برخلاف تصور همه، موجودی مهربان و دوستداشتنی است. این دو شخصیت متفاوت، با شناختن یکدیگر درمییابند که ظاهر و تصورات رایج همیشه حقیقت را نشان نمیدهند. کتاب جینین سندرز با زبانی ساده و داستانی سرگرمکننده، کودکان را با مفاهیمی مانند همدلی، پذیرش تفاوتها، خودشناسی و اعتمادبهنفس آشنا میکند و همزمان کلیشههای جنسیتی را به چالش میکشد.
مشخصات کتاب شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک
- عنوان کتاب: شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک
- نویسنده: جینین سندرز
- تصویرگر: پائولا جی. بکر
- مترجم: آویشن امینصالحی
- ناشر: نردبان
- گروه سنی: ۴ سال به بالا
روی جلد کتاب، جملهای از شکسپیر چاپ شده که میگوید:
«و گرچه او دختربچهای بیش نیست، اما سرسخت است!»
داستان، افسانهای است دربارهی همدلی، مهربانی، تفاوت، شباهت و دوستی که کلیشههای جنسیتی را به چالش میکشد و به کودکان اجازه میدهد که هرکسی دلشان میخواهد، باشند.
داستان کتاب شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک
شاهزادهخانم برگگل، دختربچهای است که با همهی شاهزاده خانمها فرق میکند. در واقع او دقیقا همان چیزی است که از یک شاهزادهخانم کامل انتظار نمیرود. مثلا به جای تاج طلایی یک کلاه پشمیکثیف روی سرش میگذارد و آنقدر از دیوارهای قصر بالا رفته که تمام لباسهای سلطنتیاش پاره و کثیف شدهاند. یکی از تفریحهای او کشتی گرفتن با بچهخرسها است و همین باعث شده که زانو و آرنجش پر از خراش بشوند. شاهزادهخانم برگگل برعکس اسمش مثل گلبرگ یک گل، لطیف نیست و برای احتیاط روی کمرش، شمشیری نقرهای بسته است. از نظر خودش او قویترین، پرسروصداترین و شجاعترین شاهزادهخانم تمام دنیا است.
روزی صداهای عجیب و بلندی از بالای صخرهها میشنود و با شجاعت تمام به سمت صدا میرود و به اژدهای سبز براقی میرسد که خودش را به شکل یک گلولهی براق درآورده است و فینفین میکند. اژدها برخلاف تصورات شاهزاده، اصلا ترسناک نیست و از نفسش آتش بیرون نمیزند. اژدها غمگین است و شاهزاده با صدایی مهربان از او دلجویی میکند. هر دو از دیدن یکدیگر متعجباند چرا که نه شاهزده شبیه بقیهی شاهزادهها است و نه اژدها شبیه بقیهی اژدهایان!
دوستی شاهزادهخانم و اژدها
اژدها رو به شاهزادهخانم برگگل میگوید: «همه فکر میکنند که اژدهایان ترسناک، شرور و نامهربان هستند. ولی من اینطوری نیستم. من مهربان و دلرحم هستم. من عاشق خالهبازی، بپربپر و جمعکردن خرتوپرتهای براقم. همه روستاییها از من میترسند و هر وقت از کوه میآیم پایین تا بازی کنم، از من فرار میکنند.»
شاهزاده با شنیدن حرفهای اژدها او را نوازش میکند و همین نشانهای است از همدلی و مهربانی با یکدیگر - حتی اگر در ظاهر شکل خشنی را نشان داده باشیم. نشانهای از اینکه در مواجههی اولیهمان با کسی او را قضاوت نکنیم و در ابتدا حرفهایش را بشنویم. این کتاب پر از آموزشهای مفید رفتاری است و حتی والدین هم میتوانند درسهای زیادی از آن بگیرند.
در ادامه شاهزادهخانم و اژدها به تفسیر یکدیگر میپردازند و با هم دوست میشوند؛ وقتی به سمت قصر پرواز میکنند تا با هم بازی کنند، شاه و ملکه از دیدن اژدها میترسند و شاهزادهخانم با آرامش برای آنها توضیح میدهد که این اژدها شبیه بقیهی اژدهایان نیست و به خوبی او را به پدر و مادر خود معرفی میکند.
شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک و مقابله با کلیشهها
داستان سراسر مقابله با کلیشهها است و راهی ساده برای آموزش به کودک و بزرگسال است. اینکه همهی ما ممکن است هویتهای متفاوت داشته باشیم و جدا از جنسیتمان منحصربهفرد باشیم. به مخاطب میآموزد که چگونه به پذیرش تفاوتها دست یابد و به کمک داستان، کودکانی فهمیده و به دور از قضاوت و نامهربانی باشند.
در بخشی از متن داستان شاهزاده برگگل میگوید: « فقط بهخاطر اینکه شما فکر میکنید کسی متفاوت است، معنایش این نیست که او واقعا همانطور باشد. همه فکر میکنند که شاهزادهخانمها باید ساکت و لطیف و کامل باشند. خب، من نیستم! من شجاع، قوی و پرسروصدا هستم. من باهوش و بامزهام. من خیلی چیزهای دیگر هم هستم. همینطور که هستم، خوبم.»
در این قسمت شاهد خودشناسی و اعتمادبهنفس شاهزاده برگگل نیز هستیم! که همین نشان از شجاعت و جسارت اوست. همینطور زنده شدن این ویژگیها در کودکانی که داستان را میشنوند.
پرسشهای کتاب برای گفتوگو با کودکان
در انتهای کتاب، برای هر صفحه سوالاتی مطرح شده که میتوانید حین خواندن داستان از فرزندان یا کودکان شنوندهتان بپرسید. این پرسش و پاسخ باعث تعامل سالم با کودک و شناخت او از ویژگیهایهای خود شود پس نویسنده گام بزرگی در راستای مقابله با کلیشهها و پذیرش تفاوتها برداشته است.
کلیشههای جنسیتی در ادبیات کودک
در مقالهای پژوهشی به قلم «ساجده آنت» و «دکتر محمدامین صراحی» به بررسی کلیشههای جنسیتی در چهل داستان کودک پرداخته شده است که در بخشی از آن به پیشینهی این عنوان اشاره میکند. نقلقولهایی از پژوهشگران مختلف را در بخشی از این مقاله میخوانیم:
پژوهش براون درباره کلیشههای جنسیتی
براون B.A Brown (۲۰۱۳) نقش کلیشهسازیهای جنسیتی در تلویزیون را روی کودکان دو کشور آمریکا و استرالیا بررسی کرده است. بر اساس این پژوهش پسران در مقایسه با دختران زیرکتر، فعالتر، خشنتر و سازندهترند. همچنین رفتارهای غیرکلامیهمچون تسلط و کنترلگری بیشتر به پسران نسبت داده شده است.
پژوهش گودن درباره بازنمایی جنسیت در کتابهای تصویری
آنجلا و مارک گودن A.M Gooden & M.A Gooden (۲۰۰۱) در تحقیق خود با عنوان « بازنمایی جنسیت در کتابهای تصویری جالب به این موضوع میپردازد که زنان با وجود در اختیار داشتن ۵۱ درصد از جمعیت کل جامعه بازنمایی بسیار محدودتری در حوزه ادبیات کودک دارند. آنها با بررسی هشتاد و سه کتاب کودک و با محور قرار دادن جنسیت شخصیتهای اصلی، تصویرسازیها و عناوین به این نکته پی بردند که اگرچه بازنمایی زنان در داستانهای کودکان نسبت به دههی هفتاد میلادی پیشرفت بسیاری داشته، همچنان کلیشههای جنسیتی رواج فراوانی دارد.
کلیشههای جنسیتی در کتابهای درسی ایران
همچنین پژوهشگران در سال ۱۳۹۵ در ایران به بررسی کلیشههای جنسیتی در متون و تصاویر کتابهای ادبیات فارسی و زبان فارسی سال اول دبیرستان و نقش آنها در انتخاب رشته دانشآموزان پرداختند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که بیشترین درصد اسامی و تصاویر کتابها متعلق به مردان است و در میان فعالیتها عمدهترین سهم زنان، فعالیتهای خانگی و کمترین سهمشان فعالیتهای سیاسی-اجتماعی است.
اهمیت کتاب شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک
مثالهای از این قبیل بسیار زیادند و همین به اهمیت بسیار بالای این کتاب کودک اشاره دارد. کتابهایی که جدا از جنسیت به شخصیت افراد میپردازد و ذهن ما را به جهانی وسیعتر از کلیشههای تکراری میبرد.
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید