کتاب خدای عقرب
برنده جایزه نوبل 1983
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب خدای عقرب بدانید
اگر به ادبیات داستانی قرن بیستم انگلستان و داستانهایی با فضاسازیهای اسطورهای و تاریخی علاقه دارید، مطالعه کتاب خدای عقرب (با عنوان اصلی The Scorpion God) نوشتهی ویلیام گولدینگ انتخابی بسیار ارزشمند است. این اثر با ترجمهی زندهیاد احمد میرعلایی توسط فرهنگ نشر نو (با همکاری نشر آسیم) منتشر شده است.
درباره کتاب خدای عقرب درباره چیست؟
داستان در فضایی بهشدت گرم و سوزان در کنار رودخانهای راکد و کدر، در میان نیزارهای خشک پاپیروس و خانههای گلی آهکاندود آغاز میشود. در حالی که آفتاب بیامان میتابد و همهچیز در بیجنبشی مطلق فرو رفته است، مردان، زنان و کودکان در دو سوی کوره راهی ایستاده و با دهانهای باز به پایین رود چشم دوختهاند. انتظار ملتهب آنها با پدیدار شدن مردی عجیب پایان مییابد؛ مردی با جامهی دراز و کلاه بلند کتان، غرق در جواهرات آبی و طلایی که با چماقی در دست، زیر آفتاب سوزان میدود و عرق میریزد. این فضاسازی آغازین، مخاطب را به دل آیینی باستانی و جامعهای با باورهای عمیق و بیچونوچرا پرتاب میکند.
درباره ویلیام گولدینگ نویسنده کتاب خدای عقرب
ویلیام گولدینگ (۱۹۱۱-۱۹۹۳م.)، نویسندهی برجستهی انگلیسی و برندهی جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۳ است. او در آثار خود غالباً به کاوش در نیمهی تاریک و بدوی طبیعت انسان، تقابل تمدن و غریزه، و واکاوی جوامع انسانی میپردازد و در این کتاب نیز خواننده را با فضایی وهمآلود و تاریخی روبهرو میکند.
ویلیام گولدینگ در کتاب خدای عقرب چه روایتی خلق کرده است؟
نویسنده روایتی بهشدت تصویرگرا، نمادین و رازآلود از تقابل انسان با طبیعت و باورهای آیینی خلق کرده است. تم اصلی بخش آغازین داستان بر پایهی سکونِ مرگبارِ طبیعت در برابر تقلای فیزیکی و طاقتفرسای انسانی استوار است که گویی اسیر عقاید پذیرفتهشدهی خویش است.
چرا کتاب خدای عقرب را بخوانیم؟
مطالعه این کتاب تجربهای از غرق شدن در نثری است که با توصیفات دقیق حسی، جهانی باستانی را پیش چشم خواننده زنده میکند.
- شیوه روایت: روایت داستان سرشار از توصیفات بصری دقیق و فضاسازیهای سنگین و پرالتهاب از طبیعتِ بیرحم است.
- شخصیت پردازی: شخصیت دونده، مردی چارشانه با چهرهای بیضوی توصیف شده است که پایبند عقایدی است که بدون چونوچرا پذیرفته و او را به دویدنی طاقتفرسا واداشته است.
- فضای داستان: فضایی خفقانآور زیر تابش بهمنوار نور و حرارت خورشید، در کنار رودی مرده با صخرههای سرخ و زرد و ششضلعیهای گل رسِ خشک و ترکخورده.
- زبان اثر: زبان داستان دقیق، پرجزئیات و تصویری است که با ترجمهی درخشان احمد میرعلایی، بهخوبی به فارسی برگردانده شده است.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به داستانهای انگلیسی قرن بیستم و آثار برندگان جایزه نوبل ادبیات.
- دوستداران داستانهایی با درونمایههای تاریخی، آیینی و اسطورهشناختی.
- کسانی که به فضاسازیهای قدرتمند، توصیفات غنی از طبیعت و واکاوی رفتار تودهها در برابر سنتها علاقه دارند.
جملات کتاب خدای عقرب
بر جاده، مردی از زیر سایهٔ درختان نخل بیرون آمد و در منظر واقع شد. حرکات او تا اندازهای به لرزش صخرهها میمانست. غرابت جامه و توجه همگان به او، حتی از این فاصله، تشخیص او را از مردان دیگری که اینجا و آنجا پراکنده بودند آسان میساخت. مرد به کشتزار بازی رسید و دیگر میشد دید که میدود، خود را به پیش میکشد، بالا و پایین میپرد و گروه تماشائیان همچنان چشم بدو دوخته سر و دست تکان میدادند. مرد به کشتزار نزدیکتری رسید و غرابت حرکات و لباسش مشهودتر شد. جامهای دراز به تن و کلاهی بلند به سر داشت که هر دو از کتان سفید بود. از کفشها و دستبندها و گردنبند پهنی که بر سینهاش کوفته میشد برقهای آبی و طلایی میجست؛ باهو و چماقی که به دو دست گرفته بود منشأ تلألؤ بیشتری بودند. تمامی پوست تیرهاش هم برق میزد و عرق از او سرازیر بود و به زمین ترکخورده میچکید. مردم به دیدن عرقریزی او بلندتر فریاد برداشتند. آنان که اندکفاصلهای را با او دویده بودند، عرق خویش ستردند، از سرعت گامها کاستند و گذاشتند که دونده از زمینشان بیرون رود.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید