مجله تراژدی شماره ۴
درستایش مرگ
طروایت تلوتلو خوردن بین زندگی و مرگ
ته بدبختی کجاست؟ زینب خانم همیشه با لبهای مچاله شده از سالها نداشتن دندان میگفت: «مرگ برای خیلی ها عروسیه».
چند روز پیش عروسی زینب خانم بود؛ با لباس جدید سفیدش که بوی کافور میداد تنها به خانهی بخت ابدیاش رفت با آدرسی مشخص؛ انتهای قطعههای جدید، آنجا که قبرهای پیش ساخته با اتوبان آزادگان اسیر بار ترافیک فقط یک دیوار بتنی فاصله دارند. از سر قبرش تابلو سبزرنگ اتوبان مشخص است: «قطعههای جدید بهشت زهرا». همهی آنها که برای مراسم تدفین آمده بودند در یک اتحاد از پیش تعیین نشده روی یک جمله به توافق رسیدند؛ راحت شد: «از زندگی که خیر ندید ایشالله حداقل آن دنیا به آرامش برسه.»
ولی خلیلی
صفحه ۷۰
مشاهده و خرید دیگر شمارههای مجله تراژدی
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید