کتاب کلی ها
قبل از خرید کتاب کلی ها بخوانید
مسألۀ کلی ها از آن مسائل فلسفی است که، به نظر بعضی ها، ظاهراً بیش از آن مجرد و فنی می آید که بتواند مورد علاقۀ عموم باشد. اما علیه این تصور دو چیز باید گفت.
اولاً، تحقیق در تقریباًهر مسألۀ فلسفی، هرگاه به اندازۀ کافی پیش برده شود، ما را با یکی از جنبه های مسألۀ کلی ها روبه رو می کند. بنابرین اگر هم ما مسألۀ کلی ها را به خودی خود جالب ندانیم، باز هم باید به عنوان وسیله ای برای پرداختن به سایر مسائل فلسفه به آن بپردازیم.
ثانیاً شاید به جا باشد که بگوییم نظریه های کلی ها، به عنوان یک واقعیتِ تاریخی، در نظر فلاسفه دارای تعابیری بوده اند از نوعی که کمتر کسی می تواند در برابر آن ها بی اعتنا باشد.
از مقدمۀ کتاب
جملات کتاب
افلاطون و ارسطو
افلاطون
اصطلاح «کلّی» نخستین بار به صورت ترجمة اصطلاحی که ارسطو به کار برده بود وارد فلسفه شد. اما اگر بخواهیم نخستین بحث دربارة این مسأله را ملاحظه کنیم باید به پیش از ارسطو، یعنی به افلاطون برگردیم. افلاطون از «صُوَر» [صورتها] یا «مُثُل» [مثالها] سخن میگوید، نه از «کلّیات»، اما نظریة مُثُلِ او ناظر بر همان مطالبی است که سپس فلاسفه در زیر عنوانِ «مسألة کلیات» دربارة آنها بحث کردهاند. بنابراین نظریة مُثُل را میتوان به حق نخستین نظریه دربارة کلیها به شمار آورد.
صفحه ۱۷