مرگ روشنفکر، دیوانگی است
مروری بر کتاب سمفونی مردگان نوشتهی عباس معروفی
نمکو گفت:
_ من زهرآبم گرفته، حالا میگی چه کار کنم؟
_نگاه کن، اگر زیرت پرز نیست عیبی نداره. زهر آبته بریز، من بلدم چی کار کنم، یه کاری میکنم که هشکی نفهمه.
_ چی کار میکنی که نفهمن ؟
_امروز، یه خرده خاک، از تو کرت رو خونه، ریختم تو کیسه کوتم.
صفحه ۶۷