دیگر مدرسه تمام شده و بچهها میتوانند تعطیلات شگفتانگیزی را تجربه کنند. اما در همین لحظه است که اتفاق بدی رخ میدهد. معلم میگوید: « تعطیلات خوش بگذرد بچهها و یادتان نرود حتماً یک کتاب بخوانید.»
چی؟ یک کتاب کامل؟ اما شخصیت اصلی کتاب ما از کتاب بدش میآید! و ماجرا از همین لحظه آغاز میشود.
کتاب با نام اصلی I (hate) Love Books با ورود خواهر بزرگتر ادامه پیدا میکند. او خواهر کوچکتر را به کتابخانه میبرد و کتابی به دستش میدهد که ممکن است مورد توجهش قرار بگیرد. دختر با بیمیلی کتاب را باز میکند و انتظار دارد خسته شود، اما از همان لحظهی شروع خواندن، چیزی شروع به تغییر میکند.
حیوانی کوچک و بازیگوشی از صفحات کتاب بیرون میآید و راهنمای او در ماجراجوییها میشود. همراه با این موجود، دختر وارد دنیای جادویی میشود: جنگلهای سحرآمیز، جادوگرها، و موجودات عجیب، و در طول راه، مواد لازم برای طلسمی مرموز را جمعآوری میکند. در ابتدا وقتی که فکر میکند طلسم هیچ تأثیری در دنیای واقعی ندارد، ناامید میشود، اما دوست جدید دختر به آرامی توضیح میدهد که تحول واقعی در درون او اتفاق افتاده است: « بعد از آن هم نوبت تو است که با جادوگرهای بدجنس چای بنوشی. بالاخره، وقتی من دارمدنبال آخرین ماده ی مورد نیاز میگردم، یکی باید حواسشان را پرت کند....»
به همین دلیل است که اگر فکر میکنید کودکی نیاز به متقاعد شدن درباره قدرت جادویی کتابها و داستانها دارد، این کتاب تصویری بهترین انتخاب است.
چرا باید کتاب از کتاب (بدم) خوشم می آید را بخوانیم؟
در قلب این داستان، یکی از مشکلات رایج تجربهی کودکان در خواندن مطرح شده است: تضاد میان خواندن بهعنوان وظیفه و خواندن بهعنوان لذت. این چالشی است که در هر دوره ای و میان کودکان با ردههای مختلف سنی متفاوت دیده میشود.
بسیاری از کودکان با بیمیلی به کتابها نزدیک میشوند، بهویژه اگر یاد گرفته باشند که کتابها تنها یک کار مدرسهای هستند، نه یک ماجراجویی.
یکی از نقاط قوت کتاب، قابلیت ارتباط آن با کودکان است. داستان با شخصیتی آغاز میشود که درست مانند بسیاری از خوانندگان کماشتیاق، بیعلاقه و شکاک است، و این احساسات را تأیید میکند به جای اینکه آنها را رد کند:« فکر میکنم باید بروم به وزارتخانه کودکان شکایت کنم. چنین وزارت خانه ای جود دارد، مگر نه؟» این رویکرد همدلی را تقویت میکند و به کودکان اجازه میدهد تا کتابها را با سرعت و شیوهی خودشان کشف کنند.
تصاویر نقش بسیار مهمی در این تحول دارند. ایلوستراخو با استفاده از رنگها و کنتراستها ، مسیر احساسی شخصیت اصلی را بازتاب میدهد. صفحات ابتدایی غالباً با رنگهای ملایم شروع میشوند که بیعلاقگی دختر را نشان میدهند، در حالی که صحنههای بعدی با رنگهای زنده نمایان میشوند که هیجان و جادویی را که دختر کشف میکند، بازتاب میدهند. این تغییرات هنری نه تنها زیباییشناسانه است بلکه از نظر نمادین نیز معنادار است و به خواننده کمک میکند تغییرات شخصیت را احساس کند.
با همین تغییرات است که کتاب به تقویت سواد بصری مخاطب هم کمک میکند. بهویژه برای کودکان کمسن که هنوز مهارتهای خواندن را یاد نگرغفته اند، توانایی تفسیر تصاویر، نتیجهگیری از آنها و ارتباط دادنشان با متن، بخشی از سواد است.
نکتهی کلیدی دیگر این است که کتاب صرفاً کودکان را به خواندن بیشتر تشویق نمیکند؛ بلکه به آنها نشان میدهد چرا خواندن مهم است. کتاب نشان میدهد که وقتی کودکان داستانی را پیدا میکنند که با علایقشان هماهنگ است، خواندن دیگر یک وظیفه نیست بلکه دریچهای به امکانات بیپایان میشود.
درباره ماریاخو ایلوستراخو
ماریاخو ایلوستراخو یک هنرمند اسپانیایی است که در بریتانیا زندگی میکند. او مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته تصویرگری کودک را از دوره معتبر Cambridge Anglia Ruskin در آوریل ۲۰۲۱ دریافت کرده است. در نوامبر ۲۰۲۰، او به عنوان برنده جایزه Association of Illustrators 2020 که توسط Walker Books حمایت میشد، معرفی شد. نخستین کتاب او با عنوان Flooded به بیش از ۱۹ زبان ترجمه شده است.
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریدر حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.