کتاب همه کاره هیچ کاره
بدجنس نیستم، در واقع برعکس، به قدری خوب و ساده لوحـم که دیگران را مشتاق می کنم از من سوءاستفاده کنند، حتا کسانی که اهل سوءاستفاده نیستند. روميلدو سوءاستفاده می کرد. او که ظاهرش خبر از روحیاتش می داد و موهایی سرخ رنگ و چهره ای کک و مکی داشت و چشمان آبی آسمانی درخشانش به چشمان یک دیوانه می مانست، تا می توانست به من نارو می زد و مـن سـاده دل همیشه گیر می افتادم. یک مثال بزنم؟ چند وقت پیش از دفتر روزنامـه بیـرون می آمدم و یک دسته خبر جدید توی دستم بود، پرسیدم: «رومیلدو، امروز چه خبری رو با صدای بلند بگیم؟... هیچی نیست.» او حاضر جواب گفت: «ابله، تو اخبار رم اقدام به خودکشی یه کنتس هست.» اعتراض کردم: «اقـدام... دسـتـه كـم اگه . مرده بود... اما بهش شست و شوی معده دادن و الان توی خونه ست.» و او: «آره، ولی اون به کنتسه.» خلاصه متقاعد شدم، و همان دم در گالری بنا کردم به عربده کشیدن: «اقدام به خودکشی به کنتس... بـا تمـام جزئيات.» روميلدو را دیدید؟ از طرفی دیگر می آید بیرون و با صدایی بلند فریاد می زند: «دولت در بحران... استعفا... استعفا.»
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید