کتاب ساعت بی عقربه
در ماه نوامبر بیماری مالون رو به بهبود گذاشت و برای بار دوم در بیمارستان شهر بستری شد. خوشحال بود که آنجاست. با اینکه دکترش را عوض کرده بود، تشخيصها همان بود. بعد از دکترهیدن رفته بود سراغ دکترکالووِی و بعدش هم سراغ دکتر میلتون. اما با اینکه دوتای آخری مسیحی بودند (از اعضای نخستین کلیسای باپتیست و کلیسای اسقفی)، تشخیصشان همان بود. از آنجا که از دکترهیدن پرسیده بود چقدر از عمرش مانده و آن جواب غیرمنتظره و وحشتناک را دریافت کرده بود، حواسش بود که دیگر چنین سؤالی نکند. در حقیقت وقتی سراغ دکتر میلتون رفت، اصرار داشت که حالش خوب است و فقط میخواهد چکاپی معمولی انجام دهد و گفته بود که دکتری از احتمال لوسمی با او حرف زده است. دکتر میلتون هم تشخیص دکترهای دیگر را تأیید کرد و مالون سؤال دیگری نپرسید. دکتر میلتون پیشنهاد کرد که
صفحه ۲۵۵
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید