داستان یک دگرگونی
معرفی کتاب سرود کریسمس اثر چارلز دیکنز
او در پی خلوتها بود. ولی باد به گوشش خُرههای احتضار میامد؛ اشکهای ژاله، که روی خاک میفتاد، یادآور آن چکههای سنگینتر بود. آفتاب، همهی شامگاهها، در ابرها خون میکرد؛ و هر شبی، در رؤیا، مادرکشی و پدرکشی ازنو بود.
صفحه ۴۷
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید