کتاب طبقه جدید
تحلیلی از تحول جامعه کمونیست
قبل از خرید کتاب طبقه جدید بخوانید
کتاب طبقه جدید (The New Class) یکی از مهمترین و تکاندهندهترین آثار سیاسی قرن بیستم است. اهمیت این کتاب در آن است که نویسندهاش، میلوان جیلاس، خود از رهبران ردهبالای حزب کمونیست یوگسلاوی و از یاران نزدیک تیتو بود که بعداً علیه سیستم طغیان کرد. این کتاب افشاگریِ یک «خودی» است که نشان میدهد چگونه وعدهی «جامعهی بیطبقه» به ظهور طبقهای جدید و قدرتمندتر از قبل منجر شد.
درباره کتاب
این کتاب تحلیلی از تحول جامعه کمونیست است. جیلاس در این اثر استدلال میکند که نظامهای کمونیستی، برخلاف ادعایشان مبنی بر برابری و حذف طبقات، خود خالق یک «طبقه جدید» از بوروکراتها و اعضای حزب شدهاند که بر مردم حکومت میکنند و از امتیازات ویژه برخوردارند. نویسنده در فصلهای مختلف کتاب به ریشههای تاریخی کمونیسم، ویژگیهای انقلاب کمونیستی، دولت حزبی، دگماتیسم در اقتصاد و اسارت روح میپردازد. نکته جالب اینجاست که جیلاس نسخه دستنویس این کتاب را پیش از بازداشت به نیویورک فرستاد و کتاب در سال ۱۹۵۷ در آمریکا منتشر شد، در حالی که نویسنده در زندان بود.
خواندن کتاب طبقه جدید به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی، جامعهشناسی و تاریخ.
- کسانی که میخواهند مکانیزمهای فساد و انحصار قدرت در نظامهای ایدئولوژیک را بشناسند.
- علاقهمندان به ادبیات دگراندیشان و نقد توتالیتاریسم.
معرفی نویسنده و مترجم
میلوان جیلاس (۱۹۱۱-۱۹۹۵)، سیاستمدار و نویسنده اهل یوگسلاوی بود که به یکی از نامدارترین دگراندیشان اروپای شرقی بدل شد. او که زمانی عضو کمیته مرکزی حزب و معاون تیتو بود، به دلیل نقد استالینیسم و شیوه حکمرانی یوگسلاوی، از تمامی مناصب برکنار و سالها زندانی شد. ترجمهی این اثر توسط زندهیاد دکتر عنایتالله رضا انجام شده و نشر نو (چاپ اولِ ویرایش جدید ۱۴۰۴) آن را منتشر کرده است.
جملات کتاب
«چون مبدأ فکری کمونیستها آن است که گویا بر قوانین اداره جامعه وقوف و آگاهی کامل دارند، از این رو به نتیجهگیریهای عوامانه و غیرعملی میپردازند و چنین میپندارند که این آگاهی به آنان حق میدهد حکومت را به چنگ آورند.»
«کمونیسم معاصر وجود قوانین عینی و تغییرناپذیر را انکار نمیکند، با این همه پس از رسیدن به حاکمیت دیگر اعتنایی به آن ندارد و به خاطر رسیدن به حاکمیت شیوههایی به کار میبرد که بهکلی مغایر با تئوریهای کمونیستی است.»
«بیشتر شاگردان مکتب مارکس چون پلخانف، لنین، کائوتسکی و استالین در واقع ایدئولوگهایی دارای حیطه تفکر بسیار محدود بودند... آنان کارل مارکس را کامل و استوار و فناناپذیر میپنداشتند. رفتهرفته تبلیغات، جای علم را گرفت.»
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید