کتاب پسران بد فوتبال
یک روز بعد از اولین باری که برای فارست بازی کرد، کلاف مجبورش کرده بود کفش های او را واکس بزند. خودش می گوید دستور فرمانده را با کمال فروتنی پذیرفته و دم بر نیاورده. بازی بعدی فارست در لیورپول برگزار می شد. کین جوان فکر می کرد آن روز باید در حمل لوازم تیم به تدارکاتچی ها کمک کند و بازی را از کنار زمین ببیند، اما تنها یک ساعت پیش از شروع مسابقه، کلاف صدایش می کند و به او پیراهنی می دهد تا به زمین برود؛ از همان اول بازی. این کار برای سه سال پیاپی پیش ر تکرار می شود.
صفحه 105
زیرسیگاری بلوری لبپریدهای که...
بخشی از کتاب «من منچستر یونایتد را دوست دارم» اثر مهدی یزدانی خرم
رهبری و فرهنگ در فوتبال و بهکارگیری از آنها در سازمانها
معرفی کتاب های روش بارسلونا و رویارویی با تغییر
تو همینطور که هستی، معرکهای!
معرفی کتاب شاهزادهخانم و اژدهای نه چندان ترسناک اثر جینین سندرز
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید