لوگو www.avangard.ir
پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
توجه: سفارش شما روز یکشنبه 23 بهمن تحویل پست داده خواهد شد.
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

قلعه ی سفید | نشر چشمه

نویسنده:
اورهان پاموک

درآمد 

این دست نوشته را سال ۱۹۸۲ در بایگانی بی‌در و پیکر بخشداری گبزه جستم؛ جایی که از مدت‌ها پیش به یک هفته از هر تابستان پلاسیدن در آن خو کرده بودم، درون صندوق گردوخاک گرفته‌ای مملو از اوامر حکومتی و احکام محکمه و دفاتر رسمی و سند و بنچاق. در همان نگاه اول توجهم را به خود جلب کرد؛ با آن جلد ظریف مزین به نقوش ابر و باد که آبی آسمانی‌اش به تنهایی یادآور خواب‌های خوش بود و خیال‌های شیرین، خوش خط و خوانا، برق زنان در میان اسناد دولتی رنگ و رورفته‌ی درون صندوق. بر صفحه‌ی نخست عنوانی قید شده بود، به نظر به دست کسی غیر از کاتب کتاب و فقط برای تحریک هر چه بیشتر کنجکاوی من: پسر خوانده‌ی لحاف دوز.

افزودن به پاکت خرید
دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

  • مترجم: عین له غریب
  • ناشر : چشمه
  • تعداد صفحات: 230
  • شابک: 9786220109594
  • شماره چاپ: 1
  • سال چاپ: 1401
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان ترکی
  • امتیاز: امتیازی ثبت نشده

مقالات پیشنهادی

 «نمی‌دانم چرا اما این دستمال را هیچ‌وقت به خانه نبرده بود»

«نمی‌دانم چرا اما این دستمال را هیچ‌وقت به خانه نبرده بود»

در دنیا فقط یک نفر بود که باید می‌دیدمش و در آغوش می‌گرفتمش. تنها مرکز زندگی من حالا در جایی دیگر بود و من بی‌خود و بی‌جهت خودم را سرگرم کرده بودم و به‌نظرم این خودفریبی هم گول زدن خودم بود و هم گول زدن او. حس پشیمانی و گناهی که بعد از مراسم نامزدی به سراغم آمده بود، حالا دیگر غیرقابل تحمل شده بود. من به افسون خیانت کرده بودم! من فقط باید به او فکر می‌کردم و باید بلافاصله او را پیدا می‌کردم و در کنارش می‌بودم. بیشتر بخوان


کتاب‌های پیشنهادی

book icon انتشارات چشمه
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم اورهان پاموک
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی عین له غریب
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..