کتاب قلعه سفید | نشر چشمه
درآمد
این دست نوشته را سال ۱۹۸۲ در بایگانی بیدر و پیکر بخشداری گبزه جستم؛ جایی که از مدتها پیش به یک هفته از هر تابستان پلاسیدن در آن خو کرده بودم، درون صندوق گردوخاک گرفتهای مملو از اوامر حکومتی و احکام محکمه و دفاتر رسمی و سند و بنچاق. در همان نگاه اول توجهم را به خود جلب کرد؛ با آن جلد ظریف مزین به نقوش ابر و باد که آبی آسمانیاش به تنهایی یادآور خوابهای خوش بود و خیالهای شیرین، خوش خط و خوانا، برق زنان در میان اسناد دولتی رنگ و رورفتهی درون صندوق. بر صفحهی نخست عنوانی قید شده بود، به نظر به دست کسی غیر از کاتب کتاب و فقط برای تحریک هر چه بیشتر کنجکاوی من: پسر خواندهی لحاف دوز.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید