کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ
جستارها، گفتارها و نوشتارها
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ بدانید
اگر به ادبیات جستارنویسی، مقالات فرهنگی و اجتماعی و آثار برجستهی شاهرخ مسکوب علاقه دارید، مطالعه کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ نوشتهی شاهرخ مسکوب با یادداشتی از حسن کامشاد و چاپ نشر نی، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ درباره چیست؟
این کتاب مجموعهای از جستارها، گفتارها و نوشتارهای شاهرخ مسکوب است که پس از درگذشت او منتشر شده است. اثر شامل موضوعات متنوعی از جمله فرهنگ، ادبیات، تاریخ، سیاست و تأملات انسانی و فلسفی است. مسکوب در بخشی از این نوشتهها و یادداشتهای شخصیاش به خاطرات، دیدگاهها و گفتوگوهای خود با چهرههای نامداری چون هوشنگ ابتهاج، بهمن محصص، مرتضی کیوان و سیاوش کسرایی پرداخته و نظرات آنها را درباره هنر و ادبیات روایت کرده است.
درباره نویسنده شاهرخ مسکوب
شاهرخ مسکوب (۱۳۰۴–۱۳۸۴)، نویسنده، مترجم، شاهنامهشناس و یکی از برجستهترین جستارنویسان معاصر ایران است. او بیش و پیش از هر چیز خود را جستارنویس میدانست و معتقد بود «محقق به هیزم و خاکستر توجه دارد، جستارنویس به آتش». از دیگر آثار مهم او میتوان به سوگ سیاوش، روزها در راه و ارمغان مور اشاره کرد.
روایت خلقشده توسط نویسنده
مسکوب در این جستارها با نگاهی ژرفاندیش، انتقادی و موشکافانه، روایتی تکاندهنده و صریح از شرایط تاریخی، مسائل فرهنگی و رنجهای انسان ایرانی خلق کرده است که با نثر استوار و اندیشهورزانه او به رشتهی تحریر درآمده است.
چرا کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ را بخوانیم؟
- شیوه روایت: مجموعهای از جستارها و یادداشتهای فکری و شخصی با نثری فاخر، عمیق و تأثیرگذار.
- شخصیت پردازی و محتوا: بازخوانی اندیشهها، خاطرات و روایتهای زنده از چهرههای شاخص فرهنگ و هنر معاصر ایران.
- فضای داستان: فضایی روشنفکرانه، دغدغهمند، تاریخی و فلسفی پیرامون مسائل انسان و جامعه.
- زبان اثر: نثری دقیق، پخته و برخاسته از تسلط بینظیر مسکوب بر زبان و فرهنگ فارسی.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به ادبیات جستارنویسی، مقالات فرهنگی و مباحث فکری و اجتماعی.
- دوستداران سبک نگارش، افکار و آثار شاهرخ مسکوب.
- پژوهشگران و خوان دوستداران تاریخ معاصر ایران، شعر و هنر.
جملات کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ
سختگیری و تعصب ورزیدن فرقههای مختلف با یکدیگر بهویژه در گذشته از این جهت فهمیدنی است که در آنها باورها و عقاید کلامی نه بهصورت امر فکری و اندیشه در الهیات و غیره، بلکه بهصورت امر ایمانی درمیآمد، بهصورت صراط مستقیمی که هر که در آن نباشد، از راه راست بیرون افتاده است. اما در حقیقت اختلاف بیشتر فرقهها با یکدیگر در مسائل کلامی، معمولاً در جزئیات احکام، استنباطها و آموزشهای شرعی است نه در اصول. جهانبینی کلی آنها یکی و همان است که در مجموع تاریخ دین اسلام و تمدن اسلامی را بهوجود آورد.
اگرچه جستوجوی اختلافها به جای خود ضرور و موضوع پژوهش علمی است، اما در دوران ما نیز فقط تکیه بر اختلافها موجب افتادن در همان دام متکلمان متشرع و قشریان، سرگردانی در پیچ و خمهای نظری و «فنی» است، بهطوریکه فضای کلی تمدن اسلامی، توافقهای اساسی فرقهها و جهانبینی مشترک آنها - که حاصل مسلمانی است - فراموش میشود.
اشارة کلی ما به دریافت از عقل در علم کلام و تأکید بر همانندیهای میان معتزله، امامیه و اسماعیلیه برای توجه به همین امر و یادآوری پیوند فکری ناصرخسرو با دیگران و حتی مخالفانی است که او خود از آنها تبرّی میجوید. البته نشان دادن چگونگی این پیوند و اثری که وی از متفکران «مخالف» پذیرفته نیازمند بررسیهای دیگر است که از توانایی ما و حوصلة این نوشته فراتر میرود.
صفحه ۳۹
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید