کتاب آخرین رویای فروغ
قبل از خرید کتاب آخرین رویای فروغ بخوانید
این رمان اثری جذاب در ژانر معمایی و رازآلود از ادبیات معاصر ایران است. در کلیت این کتاب، با داستانی پرتعلیق و پرکشش روبهرو میشویم که در دلِ یک شبِ تاریک و غیرمنتظره رقم میخورد.
درباره کتاب
کتاب آخرین رویای فروغ ماجرای نویسندهای را روایت میکند که با یک تماس تلفنی عجیب در نیمهشب، ناخواسته وارد یک ماجرای پیچیده و دلهرهآور میشود. سیامک گلشیری در این رمان کوتاه، با فضاسازیهای دقیق و خلق گرههای داستانی پیدرپی، خواننده را در مرز باریک میان توهم و واقعیت نگه میدارد.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می شود
- علاقهمندان به داستانهای معمایی: کسانی که از تعلیق، رازآلودگی و گرهگشایی در رمانهای ایرانی لذت میبرند.
- دوستداران ادبیات معاصر ایران: افرادی که به دنبال خواندن داستانی پرکشش، خوشخوان و کوتاه هستند.
- طرفداران سیامک گلشیری: مخاطبانی که سبک دلهرهآور، واقعگرایانه و خاصِ این نویسنده را میپسندند.
درباره نویسنده
سیامک گلشیری، داستاننویس و مترجم نامآشنای ایرانی است که سهم بسزایی در ادبیات داستانی و معمایی کشور دارد. آثار او غالباً با درونمایههای رازآلود، اجتماعی و دلهرهآور شناخته میشوند و جوایز ادبی معتبری را نیز برای او به همراه داشتهاند.
این اثر معمایی و جذاب توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.
جملات کتاب آخرین رویای فروغ
چند ثانیهای سکوت کرد. انگار داشت به حرفهای درهموبرهمی گوش میداد که از آشپزخانه شنیده میشد. آهسته گفت: «حدود دو سال بعد بهم ایمیل زد. نوشته بود تو کدوم شهره و از شوهرش حرف زده بود و از خونهی خوبی که توش زندگی میکرد و یه مشت حرفهای دیگه.» با پشت دست زیر چانهاش را دست کشید. «تموم مدتی که داشتم میخوندمش، احساس نفرت میکردم، از اون و از همهی اون روزهایی که باهاش بودم.» خودش را روی مبل، جلو کشید. بعد گفت: «حالا درست همون احساسو دارم، حتا بدتر. حالا احساس میکنم یه عمر بهم دروغ گفتهن، یه عمر. باور نمیکنم مادرم، مادر خودم، یه شوهر دیگه داشته با یه دختر دیگه و هیچوقت من خبر نداشتهم.»
بغض کرده بود، طوری که فکر کردم الان است که بزند زیر گریه. اما جلو خودش را گرفت. آبدهانش را قورت داد. خواست حرفی بزند که چشممان به پروین افتاد که داشت با عجله از پلکان پایین میآمد. یک راست رفت سراغ آذر و خیلی آرام چند کلمهای با او حرف زد. وقتی راه افتادند سمت ما، نگرانی را در چهرهی هر دو نفرشان میدیدم.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید