کتاب چهره پنهان عشق
خواب و بیدار بودم که تلفن زنگ زد...
کتاب چهره ی پنهان عشق روایت یک خلسه است، به درازای یک شبانه روز در خانهای درندشت. با هر بار زنگ خوردن تلفن گویی خلسه میشکند، داستان ورق میخورد و نور صحنه بر بازیگرانی تازه میتابد، دوتا از آنها افسر آگاهی هستند که مصرانه خانه و زندگی سپهری را در جست وجوی چیزی مشکوک زیرورو میکنند و این بهانه ای شده است که او نیز خودش را و احساسات عمیقی را که در این سالها تجربه کرده یکبار دیگر مرور کند.
سیامک گلشیری در این داستان روی مرز شکننده ی خواب و بیداری، عشق و نفرت، خاطره و رؤیا راه میرود. شخصیتهای داستان هر کدام روش منحصر به فردی برای بیان عواطف و پیشبرد مقاصد خود دارند و همین باعث تنوع ایده ها و انگیزه ها در این رمان شده است، چیزی که باعث میشود التهاب و تنش تا آخرین صفحه ها همراه کند. خواننده بماند.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید