مروری بر نمایشنامه‌ی رویا در شب نیمه‌ی تابستان اثر ویلیام شکسپیر

عشقی به خنکای شب‌های تابستان

نمایشنامه‌ی رویا در شب نیمه‌ی تابستان
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
4 دقیقه مطالعه
امتیاز دهید!

نمایشنامه‌ی رویا در شب نیمه‌ی تابستان (A Midsummer Night's Dream) را شکسپیر در سال 1595 یا 1596 نوشت. این نمایشنامه یکی از مهم‌ترین آثار کمدی این درام‌نویس انگلیسی است؛ اثری که عشق، خیال و طنز را درهم می‌آمیزد و تصویری متفاوت از روابط عاشقانه ارائه می‌دهد. در این نمایشنامه، عشق نه همیشه پایدار و منطقی، بلکه گاه آشفته، بازیگوش و حتی خنده‌دار است. شخصیت‌های داستان در میان دلباختگی‌ها، سوءتفاهم‌ها و رؤیاهای عجیب گرفتار می‌شوند و همین ماجراها فضای متفاوتی با عاشقانه‌های تلخ و تراژیک شکسپیر، مانند رومئو و ژولیت، ایجاد می‌کند. در ادامه، مروری داریم بر نمایشنامه‌ی رویا در شب نیمه‌ی تابستان و نگاهی به تصویری که شکسپیر از عشق و ناپایداری آن ارائه می‌دهد.

خلاصه نمایشنامه‌ی رویا در شب نیمه‌ی تابستان

نمایشنامه‌ی رویا در شب نیمه‌ی تابستان
نمایش رویا در شب نیمه‌ی تابستان

جشن بزرگ عاشقانه‌ای در راه است. تسئوس، دوک آتن، در آستانه ازدواج با هیپولیتا، ملکه آمازون قرار دارد. نمایشنامه با گفت‌وگوی میان این دو شخصیت آغاز می‌شود. ازدواج آن‌ها قرار است چهار روز دیگر، در شب ماه نو تابستان، برگزار شود. تمامی شخصیت‌های این نمایشنامه به‌نوعی درگیر عشق‌اند؛ عشقی که گاه پرشور، گاه آشفته و گاه سرشار از شوخی و رؤیاست.

در ادامه، ایجیوس، اشراف‌زاده‌ای آتنی، به همراه دخترش هرمیا و دو جوان دیگر به نام‌های لایسندر و دیمیتریوس وارد صحنه می‌شوند. هر دو مرد عاشق هرمیا هستند، اما هرمیا فقط لایسندر را دوست دارد. در حالی که پدرش، او را به ازدواج با دیمیتریوس وعده داده است. ایجیوس از دوک می‌خواهد که دخترش را وادار به اطاعت کند، و در صورت نافرمانی، میان مرگ یا تنهایی ابدی یکی را انتخاب کند.

رویا در شب نیمه‌ی تابستان چه تفاوتی با آثار تراژیک شکسپیر دارد؟

ویلیام شکسپیر
ویلیام شکسپیر

نقطه عطف داستان، جایی است که لایسندر و هرمیا تصمیم می‌گیرند برای نجات عشقشان از شهر از راه جنگل بگریزند. بی‌شک نام نمایشنامه رومئو و ژولیت به گوشتان خورده است؛ یک عاشقانه تلخ و تراژیک. اما در این نمایشنامه، خبری از آن غم و اندوه‌های جانکاه نیست. برعکس، احتمال دارد بارها از ته دل بخندید. عشق میان شخصیت‌های رویای نیمه شب تابستان آن‌هم زمانی که به خواب و رویا فرومی‌روند دست به دست می‌شود.

لایسندر که یک شب تا پای جان برای عشق هرمیا می‌جنگد، صبح روز بعد ناگهان عاشق دیگری می‌شود و دیگر شخصیت‌های اصلی نیز چنین بلایی (شاید هم نعمتی) را تجربه می‌کنند. اما چرا شکسپیر، که خالق برخی از زیباترین غزلیات عاشقانه تاریخ است و در بسیاری از آن‌ها بر ماندگاری و استواری عشق تاکید دارد، در این نمایشنامه عشق را چنین ناپایدار و لغزنده تصویر می‌کند؟ در بخشی از نمایشنامه می‌نویسد:

«راه عشق راستین، هیچ‌گاه هموار نبوده است.» در واقع، شکسپیر با بهره‌گیری از طنز و خیال‌پردازی، نشان می‌دهد که شاید عشق همیشه هم زیبا، ابدی و بی‌نقص نباشد. شاید آنچه ما عشق می‌پنداریم، فقط خیالی شیرین و زودگذر باشد.

نمایشی در دل نمایشی دیگر

از دیگر بخش‌های جذاب این نمایشنامه، حضور گروهی از کارگران ساده‌دل آتنی است که در پایان، نمایشی تراژیک به نام پیراموس و تیس‌به را برای دوک تسئوس و میهمانانش اجرا می‌کنند. نمایشی در دل نمایشی دیگر! این اجرای ضعیف و خنده‌دار شباهت زیادی به رومئو و ژولیت دارد. گویی شکسپیر می‌خواهد بگوید که همه‌ی داستان‌های عاشقانه، اگر زیادی جدی گرفته شوند، می‌توانند خنده‌دار باشند.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران
prev مطلب قبلی زبان، ویرانی و حذف زن
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
مطالب پیشنهادی
بر اساس:
دسته‌بندی نویسنده ناشر
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی