معرفی رمان مالینا نوشته اینگه‌بورک باخمان

زبان، ویرانی و حذف زن

5.0 (5 نفر)
رمان مالینا
5.0 (5 نفر)
۱۰ شهریور ۱۴۰۵
9 دقیقه مطالعه
امتیاز دهید!

رمان مالینا (Malina)، اثر اینگه‌بورک باخمان، نه‌فقط یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات آلمانی‌زبان پس از جنگ، که یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های روایی قرن بیستم است. این رمان درباره‌ی زنی نویسنده در وین است که میان دو مرد، ایوان و مالینا، زندگی می‌کند؛ اما در پس این روایت ظاهراً عاطفی، جهانی از اضطراب، خشونت، حافظه، زبان و حذف شکل می‌گیرد.

رمان مالینا که نخستین بخش از پروژه‌ی ناتمام «شیوه‌های مرگ» محسوب می‌شود، در مرز میان رمان روان‌شناختی، نوشتار فلسفی، روایت اتوبیوگرافیک و کابوس مدرن حرکت می‌کند. باخمان در این اثر تجربه‌ی زنانه را در جهانی مردسالار، خشونت‌زده و زبان‌پریش به تصویر می‌کشد؛ جهانی که در آن عشق، زبان و حافظه همگی آلوده به سلطه و حذف‌اند. از همین رو، مالینا از زمان انتشارش تا امروز موضوع تفسیرهای گوناگون فمینیستی، اگزیستانسیالیستی، روان‌کاوانه و سیاسی بوده است و همچنان یکی از دشوارترین و درخشان‌ترین متون ادبیات مدرن باقی مانده است.

مالینا
متاسفانه این کتاب موجود نیست

ساختار رمان مالینا

رمان مالینا
رمان مالینا از نشر وال

رمان از سه بخش تشکیل شده است: «خوشبخت با ایوان»، «مرد سوم» و «آخرین چیزها». در سطح ظاهری، روایت درباره‌ی زنی نویسنده در وین است که میان دو مرد، ایوان و مالینا، زندگی می‌کند. ایوان نماینده‌ی عشق، میل، زندگی روزمره و امکانِ خوشبختی است، درحالی‌که مالینا شخصیتی سرد، منطقی و تا حدی بی‌جنسیت دارد؛ شخصیتی که هم‌خانه‌ی راوی است و اغلب نقش ناظر، تحلیلگر یا حتی صدای عقلانیت را بازی می‌کند.

اما هرچه روایت پیش می‌رود، مرز میان این شخصیت‌ها فرومی‌ریزد و خواننده درمی‌یابد که رمان بیش از آنکه داستان روابط عاطفی باشد، صحنه‌ی فروپاشی ذهن و زبان راوی است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان مالینا ساختار زبانی آن است. باخمان از روایت خطی کلاسیک فاصله می‌گیرد و متنی می‌آفریند که در آن گفت‌وگو، مونولوگ درونی، رؤیا، خاطره و قطعه‌های فلسفی درهم می‌آمیزند.

این ساختار تکه‌تکه نه صرفاً تجربه‌ای فرمالیستی، که بازتاب وضعیت سوژه‌ای است که دیگر نمی‌تواند جهان را به‌شکلی منسجم تجربه کند. بسیاری از منتقدان آلمانی، ازجمله سارا لنُکس و کریستا ولف، بر این نکته تأکید کرده‌اند که در آثار اینگه‌بورک باخمان بحران زبان همواره با بحران تاریخی پیوند دارد. زبان در رمان مالینا نه ابزار ارتباط، بلکه محل خشونت است؛ زبانی که پس از فاشیسم دیگر معصوم نیست.

«مرد سوم»؛ کابوس خشونت و سلطه

بخش دوم رمان، «مرد سوم»، هسته‌ی تاریک و هولناک اثر است. در این بخش، راوی وارد کابوس‌هایی می‌شود که در آن‌ها پدرش به شکنجه‌گر، قاتل و نماینده‌ی اقتدار مطلق بدل می‌شود. این بخش آشکارا یادآور تجربه‌ی تاریخی نازیسم است، اما باخمان آن را به سطحی عمیق‌تر می‌برد: خشونت سیاسی با خشونت پدرسالارانه یکی می‌شود.

پدر فقط یک فرد نیست، بلکه ساختاری است که زن را حذف می‌کند، زبان او را می‌رباید و او را به سکوت وامی‌دارد. در خوانش‌های فرانسوی، به‌ویژه در سنت پساساختارگرایی، این بخش اغلب به‌مثابه‌ی نمایش «امر نمادین» و سلطه‌ی قانون پدر تفسیر شده است.

از این منظر، راوی نه‌فقط قربانی تاریخ، که قربانی ساختار زبان مردانه است. ایوان و مالینا؛ دو چهره‌ی متفاوت زندگی راوی باخمان در این رمان رابطه‌ی عشق و نابودی را نیز با دقتی دردناک بررسی می‌کند. عشق راوی به ایوان هرگز به تحقق کامل نمی‌رسد.

ایوان مردی اهل روزمرگی، عادی و تا حدی سطحی است که توان درک جهان درونی راوی را ندارد. او خواهان رابطه‌ای ساده و بی‌تنش است، درحالی‌که راوی درگیر اضطرابی بنیادین است که امکان آرامش را از او می‌گیرد. در نتیجه، عشق به‌جای نجات، به شکل دیگری از حذف‌کردن بدل می‌شود.

راوی برای دوست‌داشته‌شدن باید بخشی از خود را خاموش کند و همین خاموشی به نابودی تدریجی او می‌انجامد. در مقابل، کاراکتر مالینا از آغاز تا انتهای رمان یک معماست. آیا او مردی واقعی است؟ همزاد راوی است؟ بخش عقلانی ذهن اوست؟ یا تجسم نظمی مردانه که زن را کنترل می‌کند؟ یکی از نقاط قوت رمان در همین ابهام نهفته است.

باخمان پاسخی قطعی ارائه نمی‌دهد و اجازه می‌دهد شخصیت‌ها در سطحی نمادین و چندمعنایی عمل کنند. بسیاری از منتقدان انگلیسی‌زبان، به‌ویژه در مطالعات فمینیستی دهه‌ی ۱۹۸۰، مالینا را چهره‌ی «درونی‌شدن اقتدار مردانه» دانسته‌اند؛ صدایی که راوی را وادار به حذف خویشتن می‌کند.

پایان مالینا؛ «این یک قتل بود»

پایان رمان یکی از مشهورترین پایان‌بندی‌های ادبیات مدرن است. راوی در شکافی در دیوار ناپدید می‌شود و پس از آن جمله‌ی کوتاه و تکان‌دهنده‌ای می‌آید: «این یک قتل بود.» این جمله کل رمان را در پرتو تازه‌ای قرار می‌دهد.

مرگ راوی نه خودکشی است و نه صرفاً فروپاشی روان، بلکه نتیجه‌ی سازوکاری تاریخی، زبانی و جنسیتی است که زن را به حذف‌شدن محکوم می‌کند. در این معنا، رمان مالینا فقط داستان یک زن نیست، بلکه گزارشی ادبی از حذف نظام‌مند صدای زنانه در فرهنگ مدرن است.

سبک نوشتاری اینگه‌بورک باخمان در کتاب مالینا

اینگه‌بورک باخمان
اینگه‌بورک باخمان

سبک نوشتاری باخمان نیز در موفقیت این پروژه نقشی اساسی دارد. نثر او هم‌زمان شاعرانه، فشرده و فلسفی است. او، که پیش از رمان‌نویسی شاعری برجسته بود، حساسیتی کم‌نظیر نسبت به موسیقی زبان دارد. بسیاری از جمله‌های رمان حالتی قطعه‌وار و شاعرانه دارند و درعین‌حال بار مفهومی سنگینی را حمل می‌کنند.

این ویژگی سبب شده است که کتاب مالینا برای برخی خوانندگان دشوار و حتی نامأنوس باشد. رمان نیازمند خواندنی آهسته و تفسیری است؛ متنی که بیش از آنکه روایت شود، باید کشف شود.

پل سلان و اینگه‌بورک باخمان؛ زبان پس از فاجعه

در سنت نقد ادبی آلمان، رمان مالینا در کنار آثار فرانتس کافکا، روبرت موزیل و پل سلان بررسی شده است. تأثیر سلان، که رابطه‌ای عاطفی و فکری پیچیده با باخمان داشت، به‌ویژه در حساسیت نسبت به زبان پس از فاجعه آشکار است.

همان‌گونه که سلان می‌کوشید امکان سخن گفتن پس از هولوکاست را بیازماید، باخمان نیز می‌پرسد آیا زن می‌تواند در جهانی که زبانش مردانه و خشونت‌بار است سخن بگوید یا نه. تأثیر پل سلان بر کتاب مالینا فقط به سطح روابط شخصی میان او و اینگه‌بورک باخمان محدود نمی‌شود، بلکه در سطوح عمیق زبانی و فلسفی اثر نیز حضور دارد.

سلان، که جوشش شاعری‌اش پس از تجربه‌ی هولوکاست شکل گرفت، زبان را زخمی، فروپاشیده و آلوده به تاریخ می‌دانست. همین نگاه در کتاب مالینا نیز دیده می‌شود؛ جایی که زبان دیگر ابزار شفاف ارتباط نیست، بلکه فضایی بحرانی و ناپایدار است. باخمان مانند سلان می‌کوشد امکان سخن گفتن پس از فاجعه را بیازماید.

افزون بر این، رابطه‌ی عاطفی پیچیده‌ی میان آن دو، که سرشار از سوءتفاهم و فاصله و وابستگی بود، بر تصویر عشق در رمان نیز اثر گذاشته است. بسیاری از منتقدان معتقدند اضطراب عاطفی و ترس از نابودی در کتاب مالینا تا حدی بازتاب همین پیوند تراژیک میان دو نویسنده است.

چرا رمان مالینا همچنان خواندنی است؟

با این ‌حال، اهمیت رمان مالینا صرفاً تاریخی یا نظری نیست. رمان همچنان ازمنظر عاطفی و وجودی اثری تکان‌دهنده است. اضطراب راوی، ترس او از محوشدن، ناتوانی‌اش در برقراری ارتباط و تلاشش برای حفظ صدای خویش، تجربه‌هایی‌اند که همچنان برای خواننده‌ی معاصر آشنا و دردناک‌اند. باخمان موفق می‌شود تجربه‌ای عمیقاً فردی را به مسئله‌ای فلسفی و سیاسی بدل کند، بی‌آنکه اثرش به بیانیه‌ای ایدئولوژیک فروکاسته شود.

درباره زینب آرمند مترجم کتاب مالینا

زینب آرمند (۱۳۶۲ تهران) از مترجمان ادبیات داستانی و دانش‌آموخته دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه آزاد تهران است که در سال‌های گذشته کتاب‌هایی را از زبان‌های انگلیسی، آلمانی و ترکی استانبولی به فارسی ترجمه کرده است. از جمله ترجمه‌های او می‌توان به کتاب‌های "بازنویسی" و "یخبندان" نوشته‌ی توماس برنهارد، "زمین خوکی" اثر جان برجر و "محبوبه‌ی ویتگنشتاین" نوشته‌ی دیوید مارکسن اشاره کرد. مالینا یکی از مهم‌ترین آثار در ادبیات آلمانی است که آرمند با دقت و توجه به ظرافت‌های زبان و روایت پیچیده، توانست در انتقال نثر شاعرانه و لایه‌های فلسفی و روانشناختی اثر موفق عمل کند.

جمع‌بندی؛ مالینا، روایتی از شکست و مقاومت

درنهایت، مالینا رمانی است درباره‌ی شکست: شکست زبان، شکست عشق و شکست سوژه در برابر ساختارهای سلطه. اما همین شکست به‌واسطه‌ی نیروی ادبی خارق‌العاده‌ی باخمان به شکلی از مقاومت نیز تبدیل می‌شود. راوی اگرچه در پایان ناپدید می‌شود، اما متن او باقی می‌ماند؛ متنی که علیه سکوت تحمیل‌شده سخن می‌گوید. شاید بتوان گفت که کتاب مالینا نه‌فقط روایتی از حذف، که تلاشی نومیدانه و درخشان برای ثبت ردّ صدایی است که جهان مدام می‌کوشد آن را خاموش کند.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران 5.0 (5 نفر)
prev مطلب قبلی به استناد داستان، به اعتبار داستان‌نویس
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
مطالب پیشنهادی
بر اساس:
دسته‌بندی نویسنده ناشر
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی