مرگ روشنفکر، دیوانگی است
مروری بر کتاب سمفونی مردگان نوشتهی عباس معروفی
ایرانشهر چون دیوی خفته است که بهزور پیراهن رنگرنگ نزاری به تنش نشاندهاند؛ هیولایی مسکون و بیصدا که لتههای خون به لب و دهانش ماسیده، آرام به کنجی خزیده و با چشمانِ حیرتش، گردش روزگار را دیده؛ روزگاری که آن دیو خونریز را به گوشهای وانهاده و بر جایش پوستهای از لطافت را استوار کرده. این حکایت خیابان ایرانشهر است: خونریزِ رام، بیرحمِ رنگارنگ.
کامیار صلواتی