کتاب یک رمانک لمپن
نام واقعیاش جیووانی دلاکروچه بود. این را نه بولونیایی میدانست و نه لیبیایی، چه رسد به برادرم، که با کمال شرمندگی باید بگویم در این ماجرا نقش کودنها را بازی کرد و این البته اقتضای سن و سال و کمسوادیاش بود. نام هنریاش فرانکو برونو بود. مردم او را مرد شایستهی جهان مینامیدند چرا که دو بار در اوایل دههی شصت به این مقام نائل آمده بود. ماچیسته نیز صدایش میزدند، شخصیتی در چهار یا شاید هم پنج فیلم سینمایی که او نقشش را بازی کرده بود و تمام این فیلمها چه در ایتالیا و چه در باقی دنیا سر و صدای زیادی به راه انداخته بودند. زادهی پِسکارا بود، منتها از پانزده سالگی در رم زندگی میکرد، در سانتا لورِتو، محلهای در حومهی شهر. آنجا را محلهی خود میدانست و گاه سخت دلتنگش میشد. با این همه، وقتی بخت به او رو کرد، عمارتش را نه آنجا بلکه در خیابان جرمانيکو خريد، همان عمارتی که آن شب مرا به آنجا بردند و با او آشنا شدم.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید