کتاب گفته ها
قبل از خرید کتاب گفته ها بخوانید
یادداشت برای چاپ تازه «گفته ها»
در این چاپ چندمین گفته ها گویا به ظاهر نیازی نباشد به افزودن نکته ای به متن یا به پیش گفتار این گردآورده های چهل سال و بیش تر پیش از این جز به جبران دو کمبود چشمگیر یکی عرضه حال و هوای روزگار به هنگام بیان نقد حرف و اندیشه دیگری آوردن نام کسی که در گفتگوی جا گرفته در نیمه آخر کتاب پرسش کننده بود درباره داستان و داستان نوشتن و همچنین در افتنده و مصر، ولی بی شیله پیله به پرسش شونده که من بودم.
نام پرسش کننده از قلم نیفتاده بود به سهو خودش از قصد نمیخواست و نخواست و شاید هنوز هم نخواسته باشد که نامش در این میانه بیاید. ولی بهتر است بگویی بهش بس است ،برایش و همچنین برای مای خواننده قبول و حرمت گذاشتن به این فروتنی یا به این همه کمرویی یا شاید هم پرهیز و ترس از آلوده گشتن نامش به همردیفی صنفی با کسان یا درست تر خوانده باشیم شان با آن ندارندگان چنان وصف یا صفت در هر حال از هر چه بود و هرچه بود او با شاید، صفا و حتماً با بیان فهم نشان داد که غیر از آنها بود و نقد و انتقاد را جور دیگری دیده است و جور دیگری میشناسد و جور دیگری میخواست.
جملات کتاب
حرفهایم در دانشگاه شهر زادگاه من شیراز در چند روز و شب در اسفند ۱۳۴۸ بود. دانشجویان دعوتم کردند فیلمهایم را برایشان نشان بدهم، و حرفی از نوشتن و از سینما برایشان بزنم. دعوت را به شرط این پذیرفتم که کار درحد خصوصیمان باشد و سازمان رسمی دانشگاه که ناچار با سازمانهای ناسازگار ربطی داشت ربطی به این دعوت و کاری به کارمان نداشته باشد؛ ما را ندیده بگیرند و هرچه را اگر گفتیم نشنیده.
صفحه ۱۷
توجه: قیمت فروش با قیمت درج شده در کتاب متفاوت می باشد.