کتاب کشور آخرین ها
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب کشور آخرین ها بدانید
اگر به رمانهای دیستوپیایی، ادبیات آخرالزمانی، واکاوی بقا در دنیایی در حال فروپاشی و قلم صاحبسبک پل استر علاقه دارید، مطالعه کتاب کشور آخرین ها با ترجمه خجسته کیهان و چاپ نشر افق، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب کشور آخرین ها
این رمان داستانی تکاندهنده در بستری ویرانشهر (دیستوپیا) دارد. داستان درباره شهری بینام است که همهچیز در آن به تدریج و با سرعتی فزاینده در حال نابودی و ناپدید شدن است؛ از اشیاء و ساختمانها گرفته تا ثبات آبوهوا و حتی خاطرات انسانها. راوی داستان (آنا بلوم) نامهای به دوستی در خارج از این کشور مینویسد و شرایط زیستن در میان آوار، جدال روزمره برای بقا، و ناپدید شدن بیبازگشت همهچیز را توصیف میکند؛ فضایی که در آن هر چیز کوچکی ارزش حیاتی پیدا میکند و هیچ چیز پایداری وجود ندارد.
درباره پل استر
پل استر، نویسنده، شاعر و فیلمنامهنویس نامدار آمریکایی، از برجستهترین چهرههای ادبیات پستمدرن به شمار میرود. او در این اثر با رویکردی فلسفی و لحنی پرتعلیق، مفاهیمی چون نیستی، ناپایداری حافظه، ارزش بودن و تلاش انسان برای حفظ هویت در میان بحران را به زیبایی کاویده است.
درباره خجسته کیهان
خجسته کیهان از مترجمان مطرح و باسابقه ادبیات داستانی در ایران است که با درک عمیق از جهان داستانی پل استر و ارائه برگردانی روان، دقیق و وفادار، توانسته لحن سرد، پرتعلیق و در عین حال عاطفی اثر را به شایستگی به مخاطب فارسیزبان منتقل کند.
چرا کتاب کشور آخرین ها را بخوانیم؟
- روایتی متفاوت از آخرالزمان: تمرکز بر زوال تدریجی چیزها و هویت انسانی به جای فاجعههای ناگهانی سینمایی.
- تصویرگری ناپایداری و بقا: واکاوی تلاش انسان برای زنده ماندن و حفظ امید در دنیایی که همهچیزش ناپدید میشود.
- نثر عمیق و فلسفی: بهرهمندی از قلم اثرگذار پل استر در تحلیل ذهن انسان، حافظه و مواجهه با نیستی.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به رمانهای دیستوپیایی، آخرالزمانی و فضاهای ویرانشهری.
- دوستداران ادبیات پستمدرن و آثار پل استر.
- مخاطبانی که از داستانهای عمیق با محوریت بقا، ناپایداری جهان و روانشناسی انسان لذت میبرند.
جملات کتاب...
نوشته بود اینها آخرین چیزها هستند. یکی یکی ناپدید میشوند و هرگز بازنمیگردند. میتوانم از آنهایی که دیدهام برایتان بگویم، آنهایی که دیگر وجود ندارند. اما فکر نمیکنم فرصت کافی داشته باشم. حالا همه چیز به سرعت پیش میرود و من نمیتوانم همه را به خاطر بسپارم. انتظار ندارم اوضاع را درک کنی. تو هیچ چیز ندیدهای و حتی اگر سعی کنی نمیتوانی این وضع را تجسم کنی. اینها آخرینها هستند. امروز خانهای سرجایش است و فردا دیگر نیست. خیابانی که دیروز در آن قدم میزدی امروز دیگر وجود ندارد. حتی آب و هوا دائماً در حال تغییر است. یک روز آفتابی است، یک روز ابری. یک روز برف میبارد و روز بعد مه آلود است، گرم، سرد، بادی ، ثابت. مدتی سرمای سخت و بعد امروز وسط زمستان ، بعدازظهری روشن و عطر آگین است، طوری که میشود با یک بلوز هم از منزل خارج شد. اگر در شهر زندگی کنی، یاد میگیری که هیچ چیز بیارزش نیست.
صفحه ۱۵
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید