کتاب پرتره 1 (استیو جابز؛ مارلون براندو؛ کریم لوژی)
صحنه چهارم – کلیسا
استیو پدر پوپیه؟ پدر پوپیه؟ کجایی پدر؟ شما گفتین من دشمن خدا و کلیسا هستم. کجایی پدر ؟ کسی صدای منو میشنوه ؟ پدر پوپیه؟
پدر خوشحالم! خیلی خوشحالم که پاهای برهنهات برای اولین بار به کلیسا باز شد.
استیو من برای راز و نیاز نیومدم پدر.
پدر اون چیه تو دستت؟
استیو نوشیدنی.
پدر هدیه است ؟
استیو بله.
[ پدر بطری را سر می کشد . ]
پدر برو توی اتاق اعتراف .
استیو اعتراف به چی؟
پدر به شیطان بودن .
استیو شما با من مشکلی دارین؟
پدر فقط اتاق اعتراف. وگرنه حرف نمیزنم.
صفحه 27
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید