کتاب اتوبوس پیر و داستان های دیگر
فصلهای گمشده صید قزلآلا در آمریکا:
«نهر رمبرانت» و «چاه کارتاژ»
این دو فصل را اواخر زمستان یا اوایل بهار سال ۱۹۶۱ گم کردم. همه جا را دنبالشان زیر و رو کردم، اما نتوانستم پیداشان کنم. سر در نمیآورم چرا همان موقع که فهمیدم گم شدهاند دوباره ننوشتمشان. واقعاً متحیرم. اما به هر حال ننوشتهام و حالا که هشت سال آزگار گذشته، میخواهم برگردم به آن زمستان بیست و شش سالگی که توی خیابان گرینویچ در سانفرانسیسکو زندگی میکردم، ازدواج کرده بودم، دخترم تازه به دنیا آمده بود و انگاری که خواب آمریکا را دیده باشم، این دو فصل را نوشتم و بعد گمشان کردم. حالا دارم برمیگردم ببینم پیداشان میکنم یا نه.
صفحه ۴۴
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید