کتاب آخرین سال های مادرم
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب آخرین سال های مادرم بدانید
اگر به ادبیات داستانی ژاپن، داستانهای زندگینامهای و روایات ملموس درباره پیری، فراموشی و روابط خانوادگی علاقه دارید، مطالعه کتاب آخرین سال های مادرم نوشته یاسوشی اینوئه با ترجمه کسائیپور، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب آخرین سال های مادرم
این داستان بلند که نخستین بار در سال ۱۹۷۵ در ژاپن منتشر شد، اثری شخصی و کمابیش زندگینامهای است. یاسوشی اینوئه در این کتاب به روایت سالهای پایانی زندگی مادرش میپردازد؛ زنی که پس از مرگ همسرش بهتدریج حافظهی خود را از دست میدهد و خاطرات سالهای گذشته نیز یکییکی از ذهنش پاک میشوند. اینوئه در سه روایت که طی حدود یک دهه نوشته شدهاند، تجربهی خانوادگیاش از مواجهه با پیری، فراموشی و مرگ را ثبت کرده است. نویسنده صرفاً به شرحی از بیماری مادرش بسنده نمیکند، بلکه با ثبت جزئیات زندگی روزمره و تغییر تدریجی رابطهی مادر و فرزندانش، تصویری از گذر زمان و ناپایداری حافظه به دست میدهد.
درباره یاسوشی اینوئه
یاسوشی اینوئه از بهترین رماننویسان ژاپنی دانسته شده که آنطور که باید و شاید شناخته نشده است. او در طول بیش از چهار دهه فعالیت نویسندگی خود حدود پنجاه رمان و دویست داستان کوتاه و بلند نوشت و نامش چند باری برای نامزدی جایزهی نوبل ادبیات به میان آمد، هرچند هرگز انتخاب نشد.
چرا کتاب آخرین سال های مادرم را بخوانیم؟
- روایتی صادقانه و شخصی: مواجهه با واقعیتهای زیستهی پیری، زوال حافظه و مرگ در قالب تجربهای خانوادگی.
- تصویرگری دقیق روزمرگی: ثبت جزئیات تغییر تدریجی روابط فرزندان با مادری که حافظهاش را از دست میدهد.
- شناخت شاهکاری از ادبیات ژاپن: آشنایی با قلم نویسندهای برجسته که بارها نامزد جایزه نوبل ادبیات بوده است.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به ادبیات معاصر ژاپن و داستانهای بلند اتوبیوگرافیک و شخصی.
- مخاطبانی که به رمانهایی با محوریت زوال حافظه، پیری، مواجهه با مرگ و روابط خانوادگی علاقه دارند.
جملات کتاب...
مشکلی بزرگ که درست بعد از مرگ پدر ظاهر شد این بود که با مادر چه باید کرد که در آن زمان به تنهایی در خانه ی ما در روستا زندگی میکرد مادر تمایلی به ترک خانه ی خود نداشت.
در تمام مدت سی سال بازنشستگی پدر آنجا زندگی کرده بود..... با این همه، بچه هایش حس میکردند که نمی توانند او را در آن سن و سال حتی برای مدتی کوتاه تنها بگذارند... پدر تا دم مرگ از همه ی اطرافیان میخواست مراقب مادر باشند... حالا که مادر تنها شده بود تازه دلیل بیقراری پدرم را فهمیدم.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید