کتاب نمایشنامه گوریل پشمالو
| صحنۀ چهار |
(استراحتگاه تونتابان. دیری نیست که گروه نوبتشان تمام شده و غذا خوردهاند. صورت و بدنشان که با آب و صابون شسته شده از تمیزی برق میزند، اما دور چشمانشان که با شستوشویی مختصر تمیز نشده، خاکه ذغال چسبیده و قیافه آنها را زشت و بدمنظر کرده است. ینک تنها کسی است که صورت و بدنش را نشسته است. درست عکس دیگران، چهرهاش سیاه است و در فکر فرو رفته. روی صندلی نشسته و به جلو خم شده است. حالت نشستن او دقیقاً همانند طرز نشستن مجسمۀ «متفکر» اثر رُدَن است. بقیه که بیشترشان پیپ میکشند، گاه بیمناکانه به ینک مینگرند، گویی میترسند اسیر طوفان خشم او شوند؛ گاه نیز از سر تفریح به او مینگرند، گویی به یاد چیز خندهداری میافتند که اینک آنها را قلقلک میدهد.)
صفحه ۵۱
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید