رودخانهی پرتلاطم یک جانِ شیفته
کتاب جان شیفته؛ معرفی، خلاصه داستان، نقد و بررسی شاهکار رومن...
هیچ وقت مردم از کار سرنوشت سر درنمیآورند و برای همین است که من سرنوشت شدهام. من قیافه ابلهانه و نامفهوم خدایان را به خودم گرفتهام. و همین بود که رفقایت الآن میپرستیدند.
صفحه ۹۴
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید