× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

شهر ممنوعه

نویسنده:
ماگدا سابو

با اضافه شدن ویولا به خانواده، حلقه‌ی آشنایان ما گسترده‌تر شد. تا آن وقت فقط با دوستان‌مان در تماس بودیم؛ حالا، با تمام محله آشنا شده بودیم، هرچند این آشنایی سطحی بود. امرنس صبح، نیم‌روز و سرشب سگ را راه می‌برد، اما پیش می‌آمد که نیم‌روز گرفتار کاری نامنتظره می‌شد، و این وظیفه به گردن ما می‌افتاد. یا شوهرم این کار را می‌کرد با خودِ من، اما همیشه ویولا راه را نشان می‌داد. معمولاً اول قلاده‌اش را می‌کشید و به خانه‌ی امرنس می‌رفت، و مجبور می‌شدیم او را تا پشت در ببریم تا مطمئن شود که امرنس آن‌جا مخفی نشده است. اما بینی‌اش خیلی زود به او می‌گفت که امرنس کلک نزده بود، واقعاً خانه نبود، و ما می‌توانستیم ادامه بدهیم. گاهی خانه بود، اما گرفتار کاری که برای انجام آن کمک لازم نداشت. در این مواقع باید خجالت‌زده با سگ پشت در منتظر می‌ماندیم تا ناله‌ها و پنجه به در کشیدن‌هایش سرانجام امرنس را بیرون می‌کشید، درحالی‌که زیر لب فحش می‌داد و به سگ دستور می‌داد که مزاحمش نشود.

صفحه ۶۱

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 باید که با پایِ برهنه از دوزخ عبور کنی

باید که با پایِ برهنه از دوزخ عبور کنی

«چنین دردی تصورکردنی نیست. تمام نمی‌شود. او را در چنگال استوار قدرت تمام‌نشدنی‌اش گرفته است و او فکر نمی‌کند زنده بماند. عمرش به پایان رسیده است. به‌زودی می‌رسد. امکان ندارد آدم چنین دردی داشته باشد و نمیرد.» بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات قطره
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم ماگدا سابو
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی فریبا ارجمند
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..