کتاب زندگی
در این جهان، همیشه کسی هست که در انتظار کس دیگری است، خواه وسط بیابانی باشد، یا وسط یک شهر بزرگ. و هنگامی که آن دو نفر از کنار یکدیگر میگذرند و چشمانشان با هم میعاد میکنند، گذشته و آینده تمامی اهمیت خود را از دست میدهد و تنها چیزی که میپاید آن لحظه است و این یقین باورناپذیر که هر چیزی به زیر آفتاب با همان دست نوشته شد، دستی که عشق را بیدار میکند و برای هر کسی روح توامانی را برمیسازد که در زیر آفتاب کار میکند، آرام میگیرد و گنج میجوید. بدون این، رویاهای انسانی ما هیچ حسی برنمیانگیزند.
کیمیاگر
صفحه ۴۲
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید