× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

در راه ویلا

نویسنده: فریبا وفی

شوهرم به‌نام واقعیت هر خیال خام و ناخامی را قتل‌عام می‌کرد. دعوای‌مان وقتی به اوج رسید که شروع کرد به پیش‌بینی آینده‌ی من.

روزهایی بود که داشتم خودم را به آب و آتش می‌زدم بلکه بتوانم قدری به زندگی مستقل و آزاد قبل از ازدواجم برگردم و نمی‌توانستم. دو بچه حسابی دست و بالم را بسته بودند. از روزمرگی پایان‌ناپذیری که روزهای زندگی‌ام را شبیه هم و بی‌حاصل کرده بود و چشم‌اندازی را وعده نمی‌داد، به تنگ آمده بودم. می‌گفت: «خودت را بی‌خود خسته نکن. پسرهایت را بزرگ کن. خودش خیلی است.»

ولی برای خودش این چیزها کافی نبود. ایده‌آل‌های بزرگی در سر داشت. بعضی وقت‌ها از وراجی‌هایم درباره خانه و بچه‌ها به ستوه می‌آمد. کسالت‌بار بودم، ولی کاری‌اش نمی‌شد کرد. اگر می‌خواستم به گفت‌و‌گوی دونفره با دوستش گوش کنم، یواش می‌گفت: «سرت روی میز خودت باشد.»

اولین‌بار که دید ورزش می‌کنم پوزخند زد. داشت می‌رفت سرکار. کفش‌هایش را پوشید و برایم دست تکان داد، مثل کسی که بخواهد آرزوی موفقیت بکند. ورزش کردنم فقط یک هفته منظم بود، بعد یک روز در میان شد. وانمود کردم که ادامه می‌دهم.

صفحه 40

قیمت: 9,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 پرنده‌‌ی من

پرنده‌‌ی من

امیر به طرف آینده می‌رود. عاشق آینده است. گذشته را دوست ندارد، آن همه گذشته زنانه‌ای که نه از دیوار پریدن دارد نه دوچرخه‌سواری نه فوتبال در محله. گذشته‌ای پر از پچ‌پچه و حرف‌های درگوشی و خاله‌بازی است. گذشته‌ای که به زیرزمین‌های تاریک و پستوها منتهی می‌شود. امیر حاضر نیست حت یک قدم با من به عقب برگردد. بیشتر بخوان
 بعد از پایان

بعد از پایان

می‌شود بعضی وقت‌ها هوای تازه را نه از پنجره‌های باز که از آدم‌های تازه گرفت. من یکی که فکر می‌کنم اگر روزی کنجکاوی‌ام را نسبت به آدم‌ها از دست بدهم دیگر نتوانم به‌راحتی جایگزین دیگری برای این هوس قدیمی‌ام پیدا کنم. خیلی وقت‌ها تیرم خطا می‌رود و هر کاری می‌کنم باز آدم مورد نظرم معمولی و غیرجذاب و شبیه هزاران نمونه‌ی دیگر باقی می‌ماند، اما از امتحان کردن خسته نمی‌شوم. تحت‌تاثیر همین میل بود که به خواهرزاده‌ی گرامی‌ام آیسان قول کمک دادم. از من خواسته بود با منظر بروم تبریز. بیشتر بخوان
 رویای تبت

رویای تبت

شیوا! بلند شو که گند زدی. همیشه من گند می‌زنم، ایندفعه نوبت توست. کی باور می‌کرد شیوای متین و معقول این کار را بکندو یک لحظه انگار همه زیر فلاش دوربین خشکمان زد. حالا می‌فهمم که همه یک جور تعجب نمی‌کنند. بیشتر بخوان




کتاب های پیشنهادی

 بهترین داستان های کوتاه آنتوان پالوویچ چخوف

بهترین داستان های کوتاه آنتوان پالوویچ چخوف

ناموجود
 در بندر آبی چشمانت

در بندر آبی چشمانت

13,000 تومان
 درباره همکاری

درباره همکاری

27,000 تومان
 حق نوشتن

حق نوشتن

22,000 تومان



Some text some message..