کتاب آدم های زندگی قبلی
در چهار گوشه میدان الکساندر پلاتز پلیس ایستاده ...
قبل از خرید کتاب آدم های زندگی قبلی بخوانید
کتاب آدم های زندگی قبلی اثری متفاوت از فریبا وفی است که به واکاوی تاثیرات عمیق و پنهان گذشته بر زمان حال میپردازد. این اثر بدون استفاده از تمثیلهای پیچیده و با نثری روان، نشان میدهد که چگونه خاطرات و روابط تمامشده، همچنان در تصمیمات امروز ما نقش دارند و با ما هم قدم هستند. آیا گذشته و انسانهایی که روزگاری در زندگی ما بودهاند، هرگز ما را رها میکنند؟ و آیا می توان از سایه ی زندگی خودمان در گذشته فاصله گرفت؟با مطالعه این کتاب شاید بتوان به پاسخ این پرسش ها پرداخت.
چرا کتاب آدم های زندگی قبلی ارزش خرید دارد؟
این کتاب روایتی صادقانه از دغدغههای روزمره است که ذهن مخاطب را درگیر میکند.
با مطالعه این داستان:
- الگوهای پنهان روابط را میشناسید: کتاب به شما کمک میکند تا تاثیر آدمهای گذشته را بر رفتارها و انتخابهای کنونیتان بهتر درک کنید.
- با روایتی همذاتپندارانه همراه میشوید: دغدغهها و کشمکشهای درونی شخصیتها به قدری به زندگی واقعی نزدیک است که خود را در میان آنها مییابید.
- از نثری مینیمال و گیرا لذت میبرید: زبان ساده و به دور از اغراق نویسنده، سرعت مطالعه را بالا برده و تجربهای لذتبخش میسازد.
- نگاهتان به زندگی روزمره عمیقتر میشود: داستان به شما نشان میدهد که در پسِ اتفاقات ساده، چه احساسات پیچیدهای نهفته است.
درباره نویسنده
فریبا وفی، متولد ۱۳۴۱، از پرافتخارترین نویسندگان زن ادبیات معاصر ایران است. او با تمرکز بر زندگی خانوادگی، دغدغههای زنان و مسائل اجتماعی، آثار ماندگاری چون «پرنده من» و «ترلان» را خلق کرده است. آثار وفی تاکنون برنده جوایز معتبر متعددی از جمله جایزه هوشنگ گلشیری شده و به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شدهاند.
درباره کتاب
این اثر توسط نشر چشمه چاپ شده است. فریبا وفی در این کتاب بار دیگر با نگاهی روانشناختی، به سراغ سوژههای آشنا رفته و نشان میدهد که حضور ذهنی انسانها چگونه میتواند پایدارتر از حضور فیزیکیشان باشد.
جملات کتاب
دلم برای تمام چیزهای آشنای زندگی ام تنگ می شود. دلم می خواهد برگردم خانه. دلم می خواهد زنگ بزنم به زبان خودم از دکتر وقت بگیرم؛ نامه ها را به زبان خودم بخوانم؛ بی هیچ فاصله ای به حرف های دیگران گوش بدهم؛ ناگفته هارا با یک اشاره بگیرم. دلم می خواهد این فاصله ی دردناک بین خودم و دنیا را از میان بردارم.
صفحه 154