شهرت جورج اورول به عنوان نویسنده عمدتاً متکی بر رمانهایی است که نوشته است، اما او قریحه ذاتی رمان نویس را ندارد، و اگر در آن بیست سالی که کارش نوشتن بود رمان شکل ادبی غالب نمیبود، شاید اصلا به سراغ آن نمیرفت. اورول قوه تخيل ضعیفی داشت و شناختش از روابط انسانی اندک بود؛ همدلی او معطوف نوع بشر بود نه افراد بشری. آن قریحه ذاتی که داشت عقل سلیم خدادادی و قدرت تفکر منضبط بود؛ نیز امتناع محتاطانه از اینکه در شیوهها و شعارها مستحیل شود؛ و شجاعت انسان تنهایی که هراسی از تنها بودن ندارد و آموخته است که در تنهاییاش خود را با قدری فاصلهگیری بنگرد.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید