کتاب جان گابریل بورکمان

نویسنده: هنریک ایبسن

خانم بورکمان: (گوش می‌دهد. چشمانش از شادی برق می‌زنند و بی‌اراده نجوا می‌کند.) اِرهارت! بالاخره آمد! (از لابه‌لای پرده به بیرون نگاه می‌کند، ناامید می‌شود، سر جایش می‌نشیند و بافتن را از سر می‌گیرد. لحظاتی بعد، زن پیش خدمت کارتی را در سینی کوچکی می‌آورد. خانم بورکمان شتاب‌زده) آقای اِرهارت‌ان دیگه؟

پیش‌خدمت: نه خانوم. دم دریه خانمی اومدن که...

خانم بورکمان: (بافتنی‌اش را کنار می‌گذارد.) اوه، حتما خاتم ویلتن‌ان که...

پیش‌خدمت: (نزدیک‌تر می‌آید.) نه، ایشون غریبه‌ان.

صفحه 86

متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب جان گابریل بورکمان

متاسفانه این کتاب موجود نیست

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

دمی پس از فاجعه

درباره‌ی کتاب دانوب نوشته‌ی ماریا ایرنه فورنس

عشق من؛ عشق من؛ چرا رهایم کردی؟

مرور نمایشنامه «سایکوسیس 4:48» اثر «سارا کین»

دوای هر زشتی

مرور نمایشنامه تارتوف اثر مولیر

کتاب های پیشنهادی