کتاب اول شخص مفرد
برای این که بدفهمی پیش نیاید دوست دارم با این مقدمه شروع کنم که خوش قیافه نیستم یا هیچ وقت ستارهی ورزشی نبودهام و نمرههای مدرسهام هم چندان درخشان نبوده. آواز خواندنم هم چنگی به دل نمیزده و اهل زبان بازی هم نبودهام. وقتی مدرسهای بودم و تا چند سال پس از آن، دخترها دورم جمع نمیشدند. و این یکی از معدود چیزهایی است که در این زندگی بیقطعیت با قطعیت میتوانم بگویم. با این حال، به نظر میآمد همیشه دختری بوده که نمیدانم چرا و چه طور ولی به دلیلی جذب من میشـده و در طول زندگیام توانستهام اوقات خوش و صمیمانهای باهاشان سپری کنم و با بعضی از آنها دوستهای خوبی میشدیم و گاهی به مرحلهی بعد هم میرسیدیم. دختری که دارم از او صحبت میکنم یکی از همین هاست؛ اولین دختری که رابطهای واقعاً نزدیکی باهاش داشتم.
صفحه ۴۳
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید