مجله کرگدن شماره ۱۳۰
آدم خوب است زیاد رفیق داشته باشد. رفیق اگر شفیق باشد، نور علی نور! اگر رقیقالقلب و همدرد و همسفر هم باشد که دیگر اتمام نعمت است. روحالله از این رفیقهای حسرتبرانگیز – که یکی دو تایش از سر آدم هم زیادی است – یک دوجین و شاید بیشتر دارد / داشت. یعنی رفاقت کرده و لابد خودش چنین رفیقی بوده / هست که این همه آدم آمدهاند اینجا در این «بدترین جای دنیا برای قدم زدن و جستوجو کردن» و اینطور بیتابی میکنند.
آنقدر داغ و شورانگیز و جگرخراش که صدای مویه مادر و خواهرش گم است. پدر و برادرش گوشهای ایستادهاند و آب و ماسک و دستمال دست رفیقها میدهند. رفیق خوب برای مرگ هم نعمت است...
صفحه ۱۱
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید