کتاب چیزهای کوچکی مثل اینها
قبل از خرید کتاب چیزهای کوچکی مثل اینها بخوانید
کتاب «چیزهای کوچکی مثل اینها» رمانی کوتاه اما به شدت تکاندهنده درباره وجدان، انفعال جمعی و شجاعت اخلاقی است. در کلیت این اثر، با فضای سرد ایرلند و تقابل یک انسان معمولی با رازی تاریک در دل یک سیستم قدرتمند مذهبی (رختشویخانههای مجدلیه) روبهرو میشویم.
درباره کتاب
داستان در آستانه کریسمس سال ۱۹۸۵ میگذرد و روایتگر زندگی بیل فرلانگ، تاجر زغالسنگ و پدری زحمتکش است. او در حین تحویل سفارشها، متوجه حقایقی تلخ در صومعه محلی میشود که او را در برابر یک دوراهی اخلاقی بزرگ قرار میدهد. کلر کیگن در این رمان با پرهیز از شعارزدگی و به شکلی کاملاً مینیمال، نشان میدهد که چگونه سکوتِ جامعه در برابر ظلم، به تداوم آن کمک میکند و انجام یک کار درستِ کوچک، نیازمند شجاعتی بزرگ برای ایستادن در برابر هنجارهای حاکم است.
چرا این کتاب ارزش خواندن دارد؟
- نقد انفعال اجتماعی: واکاوی دقیقِ دلایل سکوت یک جامعه در برابر بیعدالتیهای آشکار از ترسِ از دست دادن آرامش.
- اقتصادِ کلمات: نثری بینهایت موجز، بدون اضافهگویی و سرشار از فضاسازیهای سرد، زمستانی و ملموس.
- شجاعت اخلاقی: بررسی ارزش انتخابهای فردی و ایستادگی برای حفظ کرامتِ انسان.
درباره نویسنده: کلر کیگن
کلر کیگن، نویسنده برجسته ایرلندی، از مهمترین صداهای ادبیات معاصر در زمینه خلق داستانهای کوتاه و نوولت (رمان کوتاه) است. او با استفاده از کلماتی معدود و تصاویری دقیق، عمیقترین مفاهیم انسانی و لایههای پنهانِ جامعه سنتی ایرلند را کالبدشکافی میکند.
این اثر تحسینشده و تاثیرگذار با ترجمه مزدک بلوری توسط نشر بیدگل به چاپ رسیده است.
جملات کتاب چیزهای کوچکی مثل اینها...
«همیشه این سوال در ذهنش میچرخید که اصلاً زنده بودن چه فایدهای دارد، اگر انسان نتواند در مواقعِ نیاز، دستِ یاری به سوی دیگران دراز کند و در برابر بیعدالتی بایستد؛ حتی اگر بداند که این کارِ درست، میتواند تمامِ آرامشِ زندگیِ خودش و خانوادهاش را به خطر بیندازد.»
میدانست که بدترین اتفاقها هنوز در راه است.
از همین حالا احساس میکرد دنیایی از مشکلات و گرفتاریها پشت در بعدی به کمینش نشسته، اما بدترین اتفاق ممکن را پشت سر گذاشته بود؛ اینکه میتوانست کاری بکند اما نکرده بود احساس گناهی که مجبور میشد باقی عمرش را با آن سر کند.
متحمل هر درد و رنجی هم که میشد به درد و رنجی که دختر کنار دستش کشیده بود نمیرسید و حالا مانده بود تا رنجی ورای آن را حس کند.
این داستان به زنان و کودکانی تقدیم میشود که در مراکز نگهداری مادران و کودکان و رختشوی خانههای مگدالن ایرلند رنج کشیدند.
و همچنین تقدیم میشود به مری مک کی معلم.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید